بساز . و چون فرمان ما دررسيد و آب از تنور بيرون زد از هر جنسى دو تا و نيز كسان خود را با آن ببر . مگر آنكس كه پيش از اين درباره او سخن رفته است . و دربارهء ستمكاران با من سخن مگوى كه آنان همه غرقه شدگانند . ( 27 )
چون خود و همراهانت به كشتى نشستيد ، بگو : سپاس خدايى را كه ما را از مردم ستمكاره رهايى بخشيد . ( 28 )
و بگو : اى پروردگار من ! مرا فرود آورد در جايگاهى مبارك ، كه تو بهترين راهبرانى . ( 29 )
در اين داستان عبرتها و پندهاست ، و ما تنها آزمايندگانى بوديم . ( 30 )
واژگان
الملا : سران قوم .
أن يتفضل : مىخواهد برترى از آن او باشد .
جنة : ديوانگى .
فتربّصوا : انتظار بكشيد .
بأعيننا : زير نظر ما .
التّنور : در اينجا مراد سطح زمين است .
الاستواء : مستقر شدن .
أسلك : وارد شو .
مبتلين : آزمايشكنندگان .
اعراب
« ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ » .
« من » از لحاظ اعراب زايد و « إله » مبتداست . مصدر
« أَنْ يَتَفَضَّلَ »
مفعول « يريد » است : يريد الفضل .
« إِنْ هُوَ » .
« إن » نافيه است . « هو » مبتداست و « رجل » خبر آن .
« بِهِ جِنَّةٌ »
مبتدا و خبر است و جمله صفت براى « رجل » مىباشد . « ربّ » در اصل يا ربى بوده است .
« أَنِ اصْنَعِ » .
« أن » مفسره است كه « أوحينا » را تفسير مىكند .