تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
بساز . و چون فرمان ما دررسيد و آب از تنور بيرون زد از هر جنسى دو تا و نيز كسان خود را با آن ببر . مگر آن‌كس كه پيش از اين درباره او سخن رفته است . و دربارهء ستمكاران با من سخن مگوى كه آنان همه غرقه شدگانند . ( 27 ) چون خود و همراهانت به كشتى نشستيد ، بگو : سپاس خدايى را كه ما را از مردم ستمكاره رهايى بخشيد . ( 28 ) و بگو : اى پروردگار من ! مرا فرود آورد در جايگاهى مبارك ، كه تو بهترين راهبرانى . ( 29 ) در اين داستان عبرت‌ها و پندهاست ، و ما تنها آزمايندگانى بوديم . ( 30 )

واژگان

الملا : سران قوم . أن يتفضل : مىخواهد برترى از آن او باشد . جنة : ديوانگى . فتربّصوا : انتظار بكشيد . بأعيننا : زير نظر ما . التّنور : در اين‌جا مراد سطح زمين است . الاستواء : مستقر شدن . أسلك : وارد شو . مبتلين : آزمايش‌كنندگان .

اعراب

« ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ » .
« من » از لحاظ اعراب زايد و « إله » مبتداست . مصدر
« أَنْ يَتَفَضَّلَ »
مفعول « يريد » است : يريد الفضل .
« إِنْ هُوَ » .
« إن » نافيه است . « هو » مبتداست و « رجل » خبر آن .
« بِهِ جِنَّةٌ »
مبتدا و خبر است و جمله صفت براى « رجل » مىباشد . « ربّ » در اصل يا ربى بوده است .
« أَنِ اصْنَعِ » .
« أن » مفسره است كه « أوحينا » را تفسير مىكند .