تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
بت‌هاى آنان است . ميان اين سخن و منطقى كه مىگويد : « من وجود مريخ را قبول ندارم ، زيرا به آن نرفته‌ام » هيچ تفاوتى وجود ندارد . 3 .
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ .
آنان اين سخن دروغ را بر زبان آوردند ، درحالىكه خودشان يقين داشتند كه دروغ است ، چنان‌كه قريش هم به دروغ بودن آنچه درباره پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مىگفتند يقين داشتند : جادوگر و ديوانه .
فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ .
انتظار بكشيد تا نوح عليه السّلام بميرد و يا از دعوت خويش دست بردارد .
قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ .
نوح عليه السّلام به خداوند پناه برد و از او خواست كه وى را عليه آنان يارى كند . البته ، اين درخواست زمانى صورت گرفت كه وى از هدايت آنها [ - قوم نوح ] نااميد شد .
فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا .
اين جمله كنايه از آن است كه خداوند اين كشتى را نگه‌دارى و از آن مراقبت خواهد كرد .
وَ وَحْيِنا ،
يعنى به فرمان ما .
فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ ؛
يعنى زمانى كه آب از زمين جوشيد .
فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ .
خواه مرد باشد و خواه زن .
وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ .
مگر كسانى كه پيش از اين دربارهء آنها سخن رفته كه همسر و پسر نوح عليه السّلام از جملهء آنان مىباشند و برخى گفته‌اند : نام وى كنعان بوده است .
وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .
از من دربارهء رهايى هيچ‌كدام از كافران گناهكار درخواست مكن ؛ زيرا عذاب بر همهء آنان حتى بر همسر و فرزندت سزاوار است .
فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ .
هنگامى كه در كشتى نشستيد و آرامش يافتيد ،
فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ .
در اين آيه درس مهمى است