« بأعيننا » متعلق است به محذوف و حال از « الفلك » مىباشد ؛ يعنى محفوظة بأعيننا .
« كلّ » با تنوين و در تقدير من كلّ نوع مىباشد . « زوجين » مفعول است براى « اسلك » .
« اثنين » تأكيد براى « زوجين » است . « منزلا » مفعول فيه است ؛ زيرا اسم مكان است و اگر به معناى انزال باشد ، در اين صورت مفعول مطلق خواهد بود .
« إِنْ كُنَّا » .
« إن » مخففه و اصل آن « إنّا » و « نا » اسم آن مىباشد و جمله « كنّا » خبر است .
تفسير
تمام آنچه در اين آيات آمده است ، در سورهء هود از آيهء 25 تا 49 ، جلد چهارم بيان شد و تفسير آن نيز در همانجا به تفصيل گذشت . ازاينرو ، بهطور گذرا بار ديگر آن را مرور مىكنيم :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ .
نوح قومش را بهسوى خداى يگانه فراخواند و آنان را از شرك برحذر داشت . بنابراين ، ثروتمندان از اين فراخوانى نوح نسبت به مقام و ثروتشان احساس خطر كردند و به شايعهپراكنىهاى دروغ دست زدند و شبهاتى را پيرامون او مطرح ساختند . خداوند سه شبهه از اين شبهات را بيان كرده است :
1 .
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ .
آنان گفتند : چگونه نوح پيامبر مىباشد ، درحالىكه او انسانى است همانند شما ؟ او از اين ادعاى نبوت هدفى ندارد ، جز اينكه مىخواهد خود رئيس و شما مرئوس باشيد . اين زبان بازرگانان است كه هرچيزى را از لحاظ سوددهى تفسير مىكنند .
2 .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ .
آنان [ - قوم نوح ] نشنيدند كه خداوند انسانى را به پيامبرى فرستاده باشد ! آنان نشنيدند كه خداى جهان يكى است ! بنابراين ، نوح پيامبر نيست و تعداد خدا هم فراوان كه از جمله اين خدايان