متذكّر شده كه آن را بر بندگانش بخشيده و منافع فراوانى براى آن قرار داده است . از جملهء اين منافع آن است كه بنده از طريق نحر كردن آن در بيت الحرام ، به خدا تقرب مىجويد . اينكه از نحر شتر به عنوان شعاير خدا تعبير شده ، نشان مىدهد كه اين كار از بهترين طاعتها و عبادتهاست .
فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ .
از شرايط سر بريدن و نحر كردن آن است كه نام خدا برده شود و روى حيوانى كه سربريده و يا نحر مىشود به سمت قبله باشد . البته نحر كردن براى شتر و سر بريدن براى ديگر حيوانات است . شتر با سر بريدن حلال نمىشود ، چنانكه ديگر حيوانات با نحر كردن حلال نمىگردد . سر بريدن روشن است ، امّا نحر كردن از اين قرار است : فرد ذبحكننده ، كارد و يا ديگر ابزارى را كه تيز باشد در گلوگاه شتر فرومىكند ، درحالىكه اين حيوان ايستاده ، يا به زانو نشسته و يا بر پهلويش خوابيده است . البته ، مشروط بر اينكه گلوگاه و تمام قسمت جلو بدن آن به سمت قبله باشد . بهترين صورت نحر كردن ، آن است كه در برخى از روايات آمده و آن اينكه شتر را درحالىكه رو به قبله است برپا نگه دارند و يكى از پاهايش را ببندند و شخص نحركننده نيز رو به قبله بايستد و آنگاه در گلوگاه آن ضربه وارد كند . ناگفته نماند كه اين روايت ، شايستگى اين را دارد كه تفسير واژه « صواف » باشد .
فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها .
وقتى كه شتر بر زمين افتاد و جان سپرد .
فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ .
قانع كسى است كه به آنچه بدون سؤال به وى مىدهند خشنود است و معترّ كسى است كه به اين بخشش اعتراض مىكند .
كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .
خداوند شتر را در هرچيزى كه مىخواهيم ، حتى در ذبح كردن به تسخير ما درآورد . بنابراين ، بايد او را به خاطر اين نعمت تسخير سپاس گزارد .
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها .
چرا كه خداوند از جهانيان بىنياز است ، چه رسد به گوشت قربانىها و خون آنها ، بلكه هيچچيزى بىنياز نمىشود ، مگر به وسيلهء