وجبت جنوبها : پهلوهاىشان بر زمين قرار گرفت و اين عبارت ، كنايه است از جان دادن شتران به وسيله نحر كردن .
القانع : كسى كه به آنچه خدا به او داده قناعت مىكند و از ديگران سؤال نمىكند .
المعترّ : كسى كه گدايى مىكند .
اعراب
« البدن » مفعول براى فعل محذوف است : و جعلنا البدن . « لكم » متعلق است به « جعلناها » .
« مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ »
متعلق به محذوف و مفعول دوم است براى « جعلنا » و « صوافّ » حال از « البدن » است .
تفسير
وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ .
واژهء بدن چنانكه در بسيارى از تفاسير و از جمله در تفسير رازى و بيضاوى آمده ، به معناى شتر است . گاو هم از لحاظ حكم همانند شتر است ، نه از لحاظ اسم . در هرحال ، انسان بر اثر عوامل فراوانى و از آن جمله ، عامل محيطى كه در آن زندگى مىكند ، با شتر سروكار دارد .
عرب و ديگر اقوام در دوران جاهليت و قرنها پس از اين دوره با شتر زندگى كردهاند و اين حيوان جزئى از زندگى آنان بهشمار مىرفته است : از گوشت آن مىخوردند ، از شيرش مىدوشيدند و از پشم آن لباس درست مىكردند و نيز با شتر بارهايشان را از شهرى به شهرى انتقال مىدادند . به تفسير آيهء ششم سورهء نحل ، جلد چهارم رجوع كنيد و به همين سبب است كه خداوند در چندين آيه از شتر با يك واژهء عام مانند انعام ياد كرده است و يا با يك واژهء خاص ، چنانكه در آيهء هفدهم سورهء غاشيه و آيهاى كه ما درصدد تفسير آنيم ، آمده است . خداوند در اين آيه از شتر به « بدن » تعبير كرده و