لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى .
ضمير « فيها » به قربانىهاى حج برمىگردد و مقصود از
« أَجَلٍ مُسَمًّى »
وقت نحر كردن و سر بريدن قربانىهاست و معناى اين جمله چنين مىباشد : حاجى مىتواند تا فرارسيدن هنگامهء نحر و سر بريدن ، از شير قربانىهاى خود و سوار شدن بر آنها سود ببرد . در تفسير رازى آمده است :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گذرش به مردى افتاد كه شتر تنومندى را به جلو مىراند ، در حالى خودش دچار زحمت بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به او گفت : آن را سوار شو . مرد گفت : آن قربانى من است اى پيامبر خدا ! پيامبر فرمود : واى بر تو آن را سوار شو . آنگاه رازى مىگويد :
ابو حنيفه اين كار را جايز نمىداند و چنين استدلال مىكند كه به اجاره دادن قربانى روا نيست . بنابراين ، سوار شدن آنهم روا نخواهد بود . رازى نظريهء ابو حنيفه را رد مىكند و مىگويد : اين دليل وى ضعيف است ؛ زيرا امّ ولد از زمرهء كنيزان است و فروختن او جايز نيست . باوجوداين ، بهرهجويى از او روا مىباشد .
ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ .
محل ذبح چارپايان ، همان بيت اللّه الحرام است و مقصود از آن تمام محدودهء حرم است كه منا جزء حرم مىباشد و در حديث است كه تمام محدودهء منا كشتارگاه است .
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً .
مراد از « منسك » در اينجا ، عمل سر بريدن چارپايان است ، به اين دليل كه خداوند بلافاصله مىگويد :
لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ .
معناى آيه چنين است :
قربانى كردن چيز تازهاى نيست ؛ زيرا اين عمل در اديان پيشين نيز مشروع بوده است .
فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ .
بنابراين ، نام غير خدا را بر قربانىهاى خود نبريد .
فَلَهُ أَسْلِمُوا .
فرمان او را اطاعت كنيد و در گفتار و كردار نسبت به او اخلاص داشته باشيد .
وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِينَ عَلى ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ .
اى محمّد ! كسانى را كه از خدا اطاعت