اينكه طائفتان مثنا مىباشد ] . « كلما » منصوب است بنابر ظرفيت ؛ زيرا به « ما » ى مصدريه ظرفيه اضافه شده است و عامل آن « اعيدوا » مىباشد .
« مِنْ غَمٍّ »
بدل اشتمال است از ضمير « منها » با اعادهء حرف جرّ .
« مِنْ ذَهَبٍ »
متعلق به محذوف و صفت است براى « أساور » . « لؤلؤا » عطف است بر محل « أساور » ؛ زيرا هرمجرور لفظى در محل منصوب است . برخى گفتهاند : مفعول است براى فعل محذوف ؛ يعنى و يعطون لؤلؤا .
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا » .
خبر « إنّ » محذوف و تقدير چنين است : إن الذين كفروا نذيقهم العذاب . « سواء » مفعول دوم براى « جعلناه » مىباشد و نيز اسم فاعل به معناى مستويا است . « العاكف » فاعل است براى « سواء » . « بالإحاد » . « با » زايد و « الحاد » مفعول است براى « يرد » . « بظلم » متعلق به « يرد » است ؛ يعنى يرد الحادا بسبب الظلم . برخى گفتهاند :
« بالإحاد » و « بظلم » هردو ، حال مترادفند و به معناى مائلا و ظالما مىباشند .
تفسير
هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ .
در تفسير طبرى آمده است كه ابو ذر به خدا سوگند ياد مىكرد كه اين آيه درباره شش تن از قريش نازل شده است : سه نفر از آنان مؤمن مىباشند كه عبارتند از : حمزة بن عبد المطلب ، على بن ابى طالب عليه السّلام و عبيدة بن الحرث . سه تن ديگر از آنان كافرند كه عبارتند از : عتبه و شيبه فرزندان ربيعه و وليد بن عتبه و خصومت ميان آنان در جنگ و مبارزه روز بدر بود و خداوند مؤمنان را بر مشركان پيروز گردانيد .
برخى از مفسران مىگويند : مراد از خصمان گروه مؤمن و گروه كافر است كه عبارتند از : يهود ، نصارا ، صابئه ، مجوس و مشركان ؛ زيرا همگى در آيهء پيشين نام برده شدهاند و هركدام از گروه مؤمن و گروه كافر مىگويد : من بر حق و ديگرى بر باطل است . در هرحال ، خصومت در دين ميان مؤمنان به خدا و كافران به او به وقوع پيوست .