تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
خداوند ستودنى راهنمايى شده‌اند . ( 24 ) آنهايى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا و مسجد الحرام كه براى مردم چه مقيم و چه غريب يكسان است بازمىدارند و نيز هركسى را كه در آن‌جا كجروى يا ستمكارى داشته باشد ، عذاب دردآور مىچشانيم . ( 25 )

واژگان

قطّعت : جدا شد ، بريده شد . الحميم : آب جوش . يصهر : ذوب مىشود . المقامع : جمع مقمعة ، يعنى ابزارى كه با آن بر سر انسان مىزنند [ تا رام شود ] از قمعه قمعا گرفته شده : كوبيد او را ؛ چنان‌كه در مجمع البيان آمده است . الحريق : به معناى محرق ( سوزاننده ) نظير اليم كه به معناى مؤلم ( رنج‌دهنده ) است . الأساور : جمع اسوار : دستبند . هدوا : هدايت شدند . العاكف : مقيم . البادى : غريب . الإلحاد : انحراف و عدول كردن از هدف . بظلم : بنا حق .

اعراب

« خصم » مصدرى است كه مفرد و مثنا و جمع و نيز مذكر و مؤنث در آن يكسان است و گفته مىشود : هو يا هى يا هما يا هم يا هن خصمى . « هذان » به صورت مثنا آمده تا رعايت لفظ شود و « اختصموا » به صورت جمع آمده تا رعايت معنا شود ؛ نظير
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا »
[ اقتتلوا به سبب رعايت معنا به شكل جمع آمده است ، با