خداوند ستودنى راهنمايى شدهاند . ( 24 )
آنهايى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا و مسجد الحرام كه براى مردم چه مقيم و چه غريب يكسان است بازمىدارند و نيز هركسى را كه در آنجا كجروى يا ستمكارى داشته باشد ، عذاب دردآور مىچشانيم . ( 25 )
واژگان
قطّعت : جدا شد ، بريده شد .
الحميم : آب جوش .
يصهر : ذوب مىشود .
المقامع : جمع مقمعة ، يعنى ابزارى كه با آن بر سر انسان مىزنند [ تا رام شود ] از قمعه قمعا گرفته شده : كوبيد او را ؛ چنانكه در مجمع البيان آمده است .
الحريق : به معناى محرق ( سوزاننده ) نظير اليم كه به معناى مؤلم ( رنجدهنده ) است .
الأساور : جمع اسوار : دستبند .
هدوا : هدايت شدند .
العاكف : مقيم .
البادى : غريب .
الإلحاد : انحراف و عدول كردن از هدف .
بظلم : بنا حق .
اعراب
« خصم » مصدرى است كه مفرد و مثنا و جمع و نيز مذكر و مؤنث در آن يكسان است و گفته مىشود : هو يا هى يا هما يا هم يا هن خصمى . « هذان » به صورت مثنا آمده تا رعايت لفظ شود و « اختصموا » به صورت جمع آمده تا رعايت معنا شود ؛ نظير
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا »
[ اقتتلوا به سبب رعايت معنا به شكل جمع آمده است ، با