در برخى از روايات آمده است : « ابن زبعرى - يكى از مشركان و شاعران قريش - به اين آيه اينگونه اعتراض كرد كه يهود عزير را مىپرستند و نصارا مسيح را مىپرستند ، درحالىكه هردو [ عزير و مسيح ] به اقرار محمّد صلّى اللّه عليه و إله اهل بهشتند . پس چگونه مى گويد : هر معبودى هيزم جهنم است ؟ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله به او فرمود : چه چيزى سبب شده كه تو با زبان و لغت قومت آشنايى نداشته باشى ! مگر « ما » براى غير صاحب عقل نيست ؟ »
بهعلاوه ، خطاب تنها براى مشركان قريش است ، چنانكه پيشتر گفتيم و آنان بتها را مىپرستيدند .
لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ .
« هؤلاء » به بتها اشاره دارد و ضمير « وردوها » به آتش برمىگردد و معناى آيه روشن است و آن اينكه اگر بتها خدا مىبودند نبايد داخل آتش مىشدند و از اين قبيل است اين جمله كه مىگويى : اگر تو امين بودى ، خيانت نمىكردى ؛ لكن تو خيانت كردى ، پس امين نمىباشى . در منطق اين نوع استدلال را « قياس استثنايى » مىنامند .
لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ .
ضمير « لهم » به هرگناهكارى باز مىگردد ، خواه مسلمان باشد خواه كافر . ضمير « فيها » به جهنم برمىگردد و معناى آيه چنين است : هرگناهكارى در جهنم ، ناله و رنجى دارد و سخن مهرآميز و دلسوزانهاى از هيچكس نمىشنود ، بلكه هركس او را بنگرد ، سرزنش و درشتى مىكند : « به ستمكاران گفته مىشود : به كيفر كارهايى كه مىكردهايد ، عذاب را بچشيد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 24 .