تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١

واژگان

الحسنى : در اين‌جا مراد از آن ، سخنى است كه به بهشت مژده مىدهد . الحسيس : صدايى كه احساس مىشود . السجلّ : ورق . الزبور : كتاب .

اعراب

« اولئك » مبتداست و « مبعدون » خبر آن و جمله خبر « إن » است .
« هذا يَوْمُكُمُ »
مبتدا و خبر است و « الذى » عطف بيان است براى « يومكم » و جمله مفعول است براى قول محذوف . « يوم » منصوب به فعل محذوف است : يوم نطوى .
« كَطَيِّ السِّجِلِّ » .
« كاف » در محل نصب و صفت براى مفعول مطلق محذوف است : طيا مثل طىّ السجل ،
« كَما بَدَأْنا » .
« ما » مصدريه و مصدر مؤوّل ، مجرور به « كاف » و « أول » مفعول « بدأنا » مىباشد . « وعدا » منصوب است به عنوان مفعول مطلق ؛ يعنى وعدنا وعدا . « رحمة » مفعول من اجله است براى « ارسلناك » .

تفسير

إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ .
خدا به پرهيزكاران وعده داده است كه با آنان به خوبى رفتار كند و از جمله اين‌كه آنها را از آتش برهاند .
لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها .
اين جمله دورى و رهايى آنان از آتش را تأكيد مىكند .
وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ .
از عذاب خدا در امانند و در بهشت او برخوردار .