تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ .
من گواهى مىدهم كه خدا آفريننده و صورت‌دهنده است و بر اين گواهى خودم يقين دارم و نيز دلايل قطعى و حجت‌هاى كوبنده مىتوانم ارائه دهم .
وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ .
دربارهء بت‌هاى شما در پنهان كارى خواهم كرد كه شما آن را دوست نداريد ، به قسمى كه بدون آگاهى شما آنها خرد و شكسته گردند . شايان ذكر است كه مقصود از اين‌كه دربارهء بت‌هاى شما چاره مىانديشم ، پرستش‌كنندگان بت‌هاست ، نه خود بت‌ها ؛ زيرا آنها شعور ندارند . بنابراين ، نسبت دادن كيد ( چاره ) به بت‌ها مجازى است ، نه حقيقى و بت‌ها وسيلهء كيد به پرستش‌كنندگان آنها مىباشند .
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ .
ابراهيم عليه السّلام بت‌ها را شكست و آنها را به تكه‌هايى از هم پاشيده تبديل كرد ؛ امّا بزرگ‌ترين آنها را سالم رها كرد ، تا پرستندگانش از او بپرسند : چرا از خدايان كوچك دفاع نكرده درحالىكه او نيرومند و بلندمرتبه است ؟ هدف روشن است و آن اين‌كه مشركان پند گيرند ، بدين‌ترتيب كه وقتى اين بت‌ها از خودشان نتوانند دفاع كنند ، چگونه مىتوانند پيش‌آمدهاى بد را از ديگران دفع نمايند .
قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ .
اگر مشركان شعور مىداشتند ، شايسته‌تر براى آنها اين بود كه بپرسند : خدايانشان با كسى كه آنها را خرد كرده است چه كردند ؟ لكن سخن فوق ، منطق نادانان و تقليدگران است .
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ .
اين جمله اشاره به سخن ابراهيم است كه گفته بود : « به خدا سوگند ، دربارهء بت‌هاى شما چاره‌اى مىانديشم » و يا به اين سخن او : « اين تنديس‌ها كه به پرستش آنها دل نهاده‌ايد چيستند ؟ » پس از آن‌كه تفسير آيهء 64 سورهء انعام را ، در جلد سوم نوشتم ، در مطبوعات خواندم كه كاوشگران ، « اور » نخستين شهر ابراهيم خليل را كشف كرده‌اند . از اين