و عرش او بر روى آب بود » . در تفسير اين آيه در جلد چهارم گفتيم : مراد از عرش خدا ، پادشاهى و سلطهء اوست و آيه نشان مىدهد كه آب پيش از آفرينش آسمانها و زمين وجود داشته است . در سخنان اهل بيت عليهم السّلام آمده است كه آب نخستين آفريدهء خدا است و اگر دانش تاكنون بدين حقيقت نرسيده ، ممكن است در آيندهء نزديك و يا دور بدان دست يابد .
ابو حيّان اندلسى در البحر المحيط نقل كرده كه حميد آيه را چنين قرائت كرده است :
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ؛
يعنى به نصب حى ، بنابراينكه مفعول دوم براى « جعلنا » مىباشد . اين قرائت ، نظريهاى را تأييد مىكند كه مىگويد : نخستين آفريدهء خداوند است و همو نخستين منبعى مىباشد كه موجودات از آن هستى يافتهاند و نيز هر موجودى زنده است ، خواه نامى باشد و خواه نباشد و در ظاهر جامد به نظر آيد .
أَ فَلا يُؤْمِنُونَ ؛
آيا پس از اينهمه دلايل و شواهد ايمان نمىآورند ؟
وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ .
در آيهء بيستم از سورهء نوح آمده است :
« لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً » ؛
تا بر راههاى پهناور آن برويد . در اين آيه « سبل » مقدم بر « فجاج » شده است . البته ، معنا يكى است و آن اينكه خداوند در زمين راههاى پهناورى قرار داده ، تا مردم از اين راهها به سوى اهدافشان حركت كنند . نظير آن ، در آيه هفدهم سورهء نحل ، جلد چهارم بيان شد .
وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ .
سقف بنابر حذف كاف تشبيه مىباشد كه در تقدير چنين بوده است : كسقف . آنگاه كاف حذف شده و سقف به نزع الخافض منصوب گرديده است . مراد از حفظ در اينجا ، باقى ماندن ستارگان در جاى خود بر اثر نيروى جاذبه است . خدا مىفرمايد : « و آسمان را نگه داشته كه بر زمين نيفتد » . « 1 » نگهداشتن را به خودش نسبت داده ، زيرا سبب الاسباب است و معناى
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 65 .