تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
تو را ببينند بىشك مسخره‌ات خواهند كرد ، كه آيا اين همان مردى است كه از خدايانتان به بدى ياد مىكند ؟ و اينان خود ياد خداى رحمان را منكرند . ( 36 )

واژگان

الرتق : به هم پيوستن . الفتق : ضدّ رتق است ؛ يعنى جدا گرديدن ، گشوده شدن . گفته مىشود : رتق فتقهم ؛ يعنى امر آنان را اصلاح كرد . الرّواسى : كوه‌ها . تميد : مىلرزاند . فجاج : به كسر فاء جمع فجّ : فراخى و گشودگى . الفلك : هرچيز گرد . نبلوكم : مىآزمايم شما را . الفتنة : امتحان و آزمايش .

اعراب

مصدر برگرفته از
« أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
مفعول « ير » است . « رتقا » بنابر حذف مضاف : ذواتى رتق . « حتى » صفت است براى « شىء » . مصدر
« أَنْ تَمِيدَ »
مفعول من اجله است براى « جعلنا » و « جعلنا » ، در اين‌جا به معناى خلقنا ( آفريديم ) است . « سبلا » مفعول و « فجاجا » حال از « سبل » است و اگر « فجاج » پس از « سبل » واقع مىشد ، صفت بود . صاحب مجمع البيان مىگويد : « فجاجا » مفعول و « سبلا » بدل آن است و در هر صورت ، معنا درست است . « كلّ » مبتداست و جملهء « يسبحون » خبر آن و
« فِي فَلَكٍ »
متعلق است به « يسبحون » . « فتنة » مفعول مطلق است براى « نبلوكم » ؛ نظير قمت و قوفا » .
« إِنْ يَتَّخِذُونَكَ »
. « إن » نافيه و « هزوا » مفعول دوم است . « هم » اوّل مبتدا و