تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ .
يهود و يا گروهى از آنان مىگويند : عزير پسر خداست . نصارا مىگويند : مسيح پسر خداست . برخى از قبايل عرب مىگويند : فرشتگان دختران خدا مىباشند . خداوند تمام گفته‌هاى آنان را رد كرده ، مىگويد : تمام افرادى را كه شما نام برديد ، بندگان خدا هستند ، نه فرزندان او ؛ و آنان مقام بزرگى در پيشگاه خدا دارند . آنچه در تفسير طبرى به نقل از كسانى كه مىگويند : « فرشتگان دختران خدا مىباشند » ، آمده بسيار خنده‌آور است : « خدا با جنّيان ازدواج كرد و از آنها فرشتگان به دنيا آمدند » . به اين سخن ، آيهء 158 از سورهء صافات هم اشاره دارد : « ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند » . آن‌گاه خداوند سبب منزلت عزير ، مسيح و فرشتگان در پيشگاه خود را چنين بيان مىكند :
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ ؛
آنان به رأى و قياس عمل نمىكنند .
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ .
« ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ » ،
كنايه از اعمال فعلى و
« ما خَلْفَهُمْ »
كنايه از اعمال گذشتهء آنان است و معناى آيه چنين مىباشد : خدا از تمام كارهاى نيك و اهداف خوب آنان آگاهى دارد و او آنان را به چيزى بهتر از اعمالشان پاداش مىدهد .
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى .
اين جمله ردّى بر كسانى است كه پيامبر ، يا ولى و يا فرشته‌اى را پرستيدند ، به اين اميد كه آنها را در نزد خدا شفاعت كند دليل ردّ آنان هم اين است كه بندگان بزرگوار خداوند تنها يكتاپرستانى را كه خداوند از آنان خشنود است شفاعت مىكنند ، نه مشركانى را كه خداوند از آنان خشمگين است .
وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ .
اين بندگان بزرگوار خداوند ، به رغم داشتن آن مقام و الا در نزد خدا و اخلاصمندى نسبت به خداوند ، بر خود مىترسند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 441 | محمد جواد مغنية