تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
سرزمين عرب بيابانى خشك و بىآب و علف بود كه قبايل بت‌پرست در آن سكونت داشتند . تعداد آنها اندك بود و با يكديگر اختلاف داشتند . درحالىكه در هنگام وفات او ، آنان به صورت يك امّت يكپارچه درآمدند . او احساس تعصّب و خرافات را سركوب كرد و به‌جاى مسيحيت ، يهوديت و دين كهن سرزمينش ، دين آسان و روشنى را برپا كرد و كاخ بلندى را ساخت كه پايه‌هايش ، شجاعت ، عزّت و دوستى مردم بود . همچنين ، او توانست طى يك نسل در يك‌صد جنگ پيروز شود و در طى يك قرن دولتى بزرگ را تشكيل دهد و تا امروز به صورت يك نيروى بزرگ در جهان باقى بماند » .
وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ .
اين آيه هشدار به كسانى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند ، بدين‌ترتيب كه آنان نيز همچون امّت‌هاى گذشته‌اى كه پيامبرانشان را تكذيب كردند ، به هلاكت خواهند رسيد و آن‌گاه خداوند گروهى را كه هيچ‌گونه نسبتى - نه سببى و نه نسبى - با هلاك‌شوندگان ندارند به وجود مىآورد و اين گروه املاك و سرزمين‌هاى آنان را به ارث مىبرند و آنها را از نو بنا مىكنند و از خيرات و بركت‌هاى آنها بهره‌مند مىشوند .
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ .
اين جمله تصويرى است از حالت مشركان در وقتى كه عذاب آسمانى بر آنان فرود مىآيد و آنها مىدوند و شتاب مىكنند تا از آن بگريزند ؛ لكن بسيار دور است كه موفق به گريختن شوند ، چرا كه از قلمرو سلطنت و حكومت خداوند به كجا مىتوانند بگريزند ؟ البته اگر آنان به سوى خدا مىگريختند ، مىتوانستند در نزد او در امن و امان باشند ، امّا گريختن از خدا بسان گريختن انسان از سايه و اجل خودش مىباشد [ كه محال است ] .
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ .
پيش از فرود آمدن عذاب بر مشركان ، دل‌هايشان جز به اموال و ناز و نعمتشان به هيچ‌چيزى توجه نداشت و هنگامى كه عذاب بر آنان نازل شد ، چشمان و دل‌هايشان از ديدن و درك
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 432 | محمد جواد مغنية