وسيله ، راهى به سوى بهشت پيموده است » . كسى كه علم را به حفظ متون و حواشى تفسير كند ، از كسانى است كه بر اين باورند كه علم عبارت است از : الفاظ و كلمات و دين عبارت است از : تكبير و تسبيحات .
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً .
مراد از عهد ، همان پيمانى است كه خداوند با آدم بست كه به درخت معهود نزديك نشود و دعوت و وسوسهء ابليس را اجابت نكند . نسى به معناى مخالفت كردن است و مراد از عزم ، پايدارى مىباشد .
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى .
تفسير اين آيه ، در آيهء 34 سورهء بقره ، جلد اوّل و آيهء دهم سورهء اعراف و سىام سورهء حجر و 61 سورهء اسراء و 51 سورهء كهف بيان گرديد .
فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى * وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى .
در بهشت گرمازده نمىشوى . در آيه تنها از ضحى ( وقت ظهر ) ياد كرده است ؛ زيرا حرارت خورشيد در اين وقت ، از ديگر اوقات شديدتر است . خداوند از وسوسهء ابليس به آدم هشدار داده و به او فرموده است : تو ميان دو چيز مختارى : يا از من اطاعت و با ابليس مخالفت مىكنى كه در اين صورت ، پاداش تو در نزد من ، اين بهشت است و چنانكه مىبينى گوارا و باصفا مىباشد ، در آن نه گرسنگى است ، نه تشنگى ، نه برهنگى ، نه بيمارى ، نه رنج و اندوه ، نه مرگ ، نه خون و اشك ، نه رنج گرما و سرما و نه هيچچيزى ديگر ، جز امنيت ، آسايش و باغها . يا اينكه با من مخالفت و از ابليس اطاعت مىكنى كه در اين صورت ، از بهشت به دنيا رانده مىشوى ، دنيايى كه تمامىاش رنج و مصيبت و ستمگرى و دردهاست . آدم اين هشدار او را فراموش كرد و در نتيجه ، رنجها و مصيبتها بر او و فرزندانش هجوم آورد : از كشته شدن هابيل به دست قابيل تا جنايتهاى اسرائيل و تا بىنهايت .