تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
كوه‌ها را از ريشه برمىكند و آنها را به غبارى مبدّل مىسازد كه در هوا پراكنده مىشود و به‌جاى آنها زمينى صاف باقى مىماند كه هيچ‌چيز در آن وجود ندارد ، نه بلندى دارد و نه پستى .
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ .
مقصود از « يومئذ » همان روز قيامت است و ضمير « يتبعون » به مخلوقات برمىگردد و مراد از « داعى » ، كسى است كه آنان را به محشر ، بازپرسى و كيفر فرامىخواند . ضمير « له » به « داعى » برمىگردد به لحاظ دعوتى كه انجام مىدهد . معناى آيه چنين است : فراخواندن اين فراخوان حق است و همگى آن را مىپذيرند و هيچ‌كس توان مخالفت آن را ندارد . « پس در آن روز كه آن دعوت‌كننده ، آنان را به چيزى ناخوش فرامىخواند ، نشان ذلّت در چشمانشان آشكار است . چون ملخ‌هاى پراكنده از قبرها بيرون مىآيند . سرها را بالا گرفته به سوى آن دعوت‌كننده مىشتابند . كافران مىگويند : اين روز دشوارى است » . « 1 »
وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً .
« خشعت » ، يعنى خاضع و ذليل شد . « الأصوات » بنابر حذف مضاف است : أصحاب الأصوات ؛ زيرا صدا نه احساس دارد و نه درك . همس به معناى سخن آهسته است . اين واژه بر فروتنى دلالت دارد .
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا .
اين جمله به معناى اين سخن خداوند است : « و آنان جز كسانى را كه خدا از آنها خشنود است شفاعت نمىكنند » . « 2 » ما در تفسير آيهء 48 سورهء بقره ، جلد اوّل دربارهء شفاعت به تفصيل سخن گفتيم .
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً .
نظير اين سخن در آيهء 255 سورهء بقره ، جلد اوّل بيان شد .
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ .
مراد از وجوه صاحبان آن است و معناى آيه چنين
هامش
( 1 ) . قمر ( 54 ) آيه‌هاى 6 - 8 . ( 2 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 28 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 399 | محمد جواد مغنية