حرام ، آفرينش آسمانها و زمين و ديگر چيزها ، در آن ياد شده است .
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً .
ضمير « عنه » به قرآن برمىگردد .
هركس كه با گفتار و كردار ، قرآن را انكار كند و يا تنها با كردار ، از آن روى برگرداند آنچنان بار سنگينى از گناه را بر خود بار كرده است كه توان برداشتن آن را ندارد .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « كسى كه محارم قرآن را حلال بداند ، بدان ايمان نياورده است » .
در تفسير آيهء 124 و پس از آن ، از همين سوره ، در اينباره سخن گفته خواهد شد .
خالِدِينَ فِيهِ .
ضمير « فيه » به « وزر » برمىگردد و مراد از « وزر » ، عذاب است به دليل واژهء « خالدين » . بهكار بردن وزر به معناى عذاب از باب اطلاق سبب بر مسبّب است .
وَ ساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا .
بار گناهانى كه آنان در روز قيامت بر اثر رخ برتافتن از قرآن بر دوش مىكشند ، بد بارى است .
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ .
اين جمله كنايه از برانگيخته شدن در قبرهاست .
وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً .
اين جمله نيز كنايه از ذلّت و بدى وضعيت آنان در آنروز است . يكى از جالبترين سخنانى كه در تفسير اين آيه خواندم ، مطلبى است كه در البحر المحيط از ابو حيّان اندلسى آمده است . وى مىگويد : « ظاهر آن است كه مراد از زرق ، آبى بودن رنگ چشم است و رنگ آبى ، منفورترين رنگها براى چشم در ميان عرب مىباشد ؛ زيرا روميان كه دشمنان آنان مىباشند ، چشمان آبىرنگ دارند » . ناگفته نماند كه اين مفسّر ، در دورانى نزديك به دوران جنگهاى صليبى مىزيسته است .
يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْراً .
از ويژگىهاى جنايتكاران در روز قيامت آن است كه آنان بر اثر بيم و وحشت ، از درنگ خود در دنيا غفلت مىكنند و برخى به برخى ديگر با زبان گفتار و يا با زبان حال و با صداى آهسته مىگويند : ما در دنيا ده شب ، يا چند ساعت و يا چند لحظهاى بيش درنگ نكرديم .