الأمت : بلندى اندك .
الهمس : صداى آهسته .
عنت : خاضع شد ، خوار گرديد .
القيّوم : كسى كه به ادارهء امور مىپردازد .
الهضم : ناچيز ، كاستى .
اعراب
« خالدين » حال از ضمير « يحمل » است كه به معناى جمع است . « حملا » تميز است ؛ يعنى ساء الحمل حملا .
« يَوْمَ يُنْفَخُ »
بدل از
« يَوْمَ الْقِيامَةِ »
است . « زرقا » حال و جملهء « يتخافتون » حال دوم است . « عشرا » منصوب است بنابر ظرفيت بهتقدير مضاف : مدة عشر ليال أو ساعات . « طريقة » تميز و « قاعا » حال است .
« لا عِوَجَ لَهُ » .
« لا » نفى جنس ، « عوج » اسم آن و « له » خبرش مىباشد .
« إِلَّا مَنْ أَذِنَ » .
« من » در محل رفع و بدل از « الشفاعة » است بنابر حذف مضاف : لا تنفع الشفاعة إلا شفاعة من أذن . . .
تفسير
كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ .
خداى سبحان با اين سخن به داستان موسى عليه السّلام و ماجراهاى او اشاره كرده است . خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه إله است و « من » براى تبعيض مىباشد . معناى آيه چنين است : ما برخى از خبرهاى امتهاى گذشته را براى تو - اى محمّد - حكايت مىكنيم ، همانگونه كه شنيدهاى . اين خبرها پند و اندرزى است براى مردم و در عينحال ، دليل بر صداقت و نبوّت تو نيز مىباشند ، زيرا از اخبار غيبند .
وَ قَدْ آتَيْناكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْراً .
ذكر ، يعنى قرآن و قرآن بدينسبب ذكر ناميده شده كه از خدا و صفات او ، پيامبران و اخبار آنان ، آخرت و شئون آن ، ايمان و كفر ، حلال و