تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

تفسير

وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا .
مراد از كتاب در اين‌جا قرآن است . راستگويى از بهترين و برترين ويژگىهاست . از اين‌كه خداوند ، ابراهيم را نخست به راستگويى و آن‌گاه به نبوت توصيف كرده است ، مىفهميم كه او طبعا و فطرتا راستگو بوده ، هرچند هنوز پيامبر نبوده است . در تفسير آيهء 74 سورهء انعام ، جلد سوم ، اختلاف علما را در مورد اين‌كه مراد از پدر ابراهيم عليه السّلام كه در قرآن آمده ، چه‌كسى است ، بيان كرديم : آيا مراد پدر حقيقى است ، يا پدر مجازى و يا برادر پدر ؟ گفتيم : اين نزاع هيچ فايده‌اى ندارد و بر مسلمان است كه به نبوت ابراهيم عليه السّلام ايمان داشته باشد ، امّا اعتقاد به اسلام آوردن پدر او جزء دين نمىباشد ، به‌ويژه كه ظاهر قرآن نشان‌دهندهء كفر اوست . به‌هرحال ، ابراهيم عليه السّلام پدر حقيقى و يا مجازىاش را به اسلام فراخواند و به او گفت :
يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً .
پدر او بت‌ها را مىپرستيد . ابراهيم با منطق خرد و فطرت برايش دليل آورد و گفت : آيا سنگ‌هايى ناشنوا را كه نه سود مىرسانند و نه زيان ، مىپرستى و سجده مىكنى ؟ پس ، خرد و فهمت كجاست ؟
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا .
تمام افرادى كه پرستش بت‌ها را نمىپذيرند ، از كسانى كه آنها را مىپرستند ، خردمندتر و داناترند ، چه رسد به پيامبران كه دانش را از خدا مىگيرند ؟ اگر نادانى موجب عذر نادانان در برخى از امور شود ، بت‌ها خود ، براى كسى كه آنها را مىپرستد ، عذر و بهانه‌اى باقى نمىگذارند .
يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا .
مراد از عبادت
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 299 | محمد جواد مغنية