أجاءها تبديل گرديده ؛ نظير أقامه و أقعده . [ أجاءها ، يعنى آورد او را ] .
المخاض : درد زاييدن .
النّسى : چيز حقير و بىاهميّت .
السرى : در لغت چند معنا دارد كه از جملهء آنها جوى كوچك و راهنماست .
الجنى : ميوهء رسيده و آمادهء چيده شدن .
اعراب
أن لا تحزنى » . « ان » مفسّره است و به معناى أى و لا ناهيه آمده است .
« بِجِذْعِ النَّخْلَةِ » .
« باء » زايد است . فاعل « تساقط » ضمير مستترى است كه به نخله برمىگردد و « رطبا » حال از آن مىباشد . « إمّا » از دو كلمهء « إن » شرطيه و « ما » زايد تركيب شده است .
« ترينّ » فعل مضارع است كه خطاب به زن است و نون تأكيد بر آن داخل شده است .
تفسير
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا .
برخى گفتهاند : جبرئيل در پيراهن مريم دميد و همين دميدن سبب باردارى شد . منبع اين نظرگاه ، ظاهر آيهء 91 سورهء انبياء مىباشد : « و آن زن را ياد كن كه شرمگاه خود را نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم » . نيز آيهء دوازدهم از سورهء تحريم : « و مريم دختر عمران كه شرمگاه خود را نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم » . ما قبلا بارها اشاره كرديم كه برخى از آيات قرآن برخى ديگر را تفسير مىكنند ؛ زيرا منبع آنها يكى است . وقتى كه ما تمام آياتى را كه دربارهء عيسى و مريم وارد شده ، براساس اين اصل ، بررسى كنيم ، مىفهميم كه مراد از واژهء نفخ در اينجا ، آفريدن و الهام است و مراد از روح ، خود عيسى عليه السّلام است و آيهء 171 سورهء نساء نيز اين نظريه را تأييد مىكند : « . . . هرآينه عيسى پسر مريم ، پيامبر خدا و كلمهء او بود كه به مريم القا شد و روحى از او بود » . كلمهء خدا عبارت است از : « كن » ، يعنى موجود شو