تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
دارد و نه به زندگى . البتّه ، ممكن است كه خداوند به مريم الهام كرده باشد كه به اين مكان خلوت برود ، تا جبرئيل ولادت عيسى عليه السّلام را به او اطلاع دهد ، درحالىكه او دور از مردم باشد .
فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا .
مراد از « روحنا » در اين‌جا جبرئيل است كه به صورت يك انسان تمام خلقت در برابر مريم نمودار شد . در برخى از تفاسير آمده است كه جبرئيل به صورت انسان نزد او رفت ، تا وى با او انس بگيرد . در تفسير ديگرى آمده است كه مريم از او ترسيد و از اين حادثهء ناگهانى حيرت‌زده شد . . . مرد بيگانه‌اى بدون اجازه بر او وارد مىشود ، درحالىكه او در خلوتگاه خود ، دور از چشم ديگران قرار دارد ! و اين ، حادثه‌اى شگفت‌آور است . نظرگاه دوم ، بهتر و درست‌تر است ، به اين دليل كه مريم فرياد زد و
قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا ؛
از شرّ تو به خدا پناه مىبرم ، اگر تو به او ، بازپرسى و عذاب او اعتقاد دارى . مريم او را از خدا ترسانيد ؛ زيرا در آن‌جا ، جز بيم دادن از خدا ، وسيلهء ديگرى براى جلوگيرى از وى در اختيار نداشت ، و گرنه خود او كه به خدا پناه برده و به او اعتماد داشت ، چه آن شخصى كه وى از او مىترسيد پرهيزكار باشد و چه گناهكار .
قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا * قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا .
مرا به پسر مژده مىدهى ؟ چگونه ؟ و از كجا ؟ درحالىكه من نه شوهرى دارم و نه مرتكب خيانت و گناه شدم .
قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا .
روح الامين به مريم عليه السّلام گفت : عوامل فرزنددار شدن ، در پيشگاه خدا به همخوابگى و آميزش منحصر نمىشود ؛ زيرا همان‌گونه كه خداوند اشيا را از طريق عوامل طبيعى آنها آفريده است ، با فرمان « كن » ؛ يعنى موجود شو ، نيز مىآفريند . چنان‌كه جهان را از نيستى آفريد و آدم عليه السّلام را بدون داشتن پدر و مادر آفريد . مشيت