تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
جانب پروردگار من و چون وعدهء پروردگار من در رسد ، آن را زيروزبر كند و وعدهء پروردگار من راست است . ( 98 ) و در آن‌روز واگذاريم تا چون موج روان گردند ، چون در صور بدمند همه را يكى گردآوريم . ( 99 )

واژگان

الخرج : به فتح خاء و سكون راء ، يعنى قرار دادن مزد . الرّدم : مانع . الزّبر : به ضمّ زاء و فتح باء جمع « زبره » يعنى قطعه . الصدف : كنارهء كوه . القطر : مس ، يا آهن و يا سرب گداخته . أن يظهروه : بر روى آن روند . الصّور : شاخى كه در آن مىدمند .

اعراب

« ما مَكَّنِّي » .
« ما » اسم موصول مبتدا و « خير » خبر آن است . « ردما » مفعول اوّل براى « أجعل » و « بينكم » و « بينهم » متعلق به محذوف و مفعول دوم است . « اسطاعوا » در اصل ، استطاعوا بوده ، تاء به سبب تخفيف حذف شده است . مصدر
« أَنْ يَظْهَرُوهُ »
مفعول است براى « اسطاعوا » . « جمعا » مفعول مطلق است .

تفسير

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً .
ذو القرنين به سرزمين سومى بازگشت كه در شرق درياى سياه واقع شده است و سيسيلىها در آن سكونت دارند - چنان‌كه گفته‌اند - خداوند در سخن خود به اين سرزمين اشاره كرده است :