تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
رسيدن دو دريا ، مردى است كه چيزهايى را مىداند كه تو آنها را نمىدانى . موسى عليه السّلام گفت : چگونه به او دسترسى پيدا كنم ؟ خداوند فرمود : با خود ماهى بىجانى را بر مىدارى و هرجا كه اين ماهى گم شد ، آن دانشمند همان‌جاست . موسى عليه السّلام ماهى را با خود برداشت و جوانى كه دوستش بود نيز او را همراهى كرد و هردو نفر به راه افتادند ، تا اين‌كه به نقطهء تلاقى دو دريا رسيدند . ناگهان موسى عليه السّلام را چرت فراگرفت و به خواب رفت و در هنگامى كه وى خواب بود ، آن ماهى به حركت درآمد و به داخل دريا پريد و اين حادثه يكى از نشانه‌هاى خداوند براى موسى عليه السّلام بود . راوى چه خود شاهد اين جريان بوده و چه آن را برداشت كرده باشد ، در هر صورت ، روايت او سخن خداوند را كه در آغاز بحث ، ما آن را ميان پرانتز ذكر نموديم روشن مىكند .
فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً .
پس از آن‌كه موسى عليه السّلام و جوان همراهش اندكى در محلّ تلاقى دو دريا استراحت كردند ، دوباره به حركت خود ادامه دادند ، تا اين‌كه خسته شدند و احساس گرسنگى كردند . موسى عليه السّلام از جوان همراهش خواست كه غذا بياورد . اين ، در حالى بود كه آن جوان حركت ماهى و پريدن آن را به داخل دريا ديده بود ، لكن فراموش كرده بود كه اين جريان را به موسى عليه السّلام اطلاع دهد و تنها زمانى كه موسى عليه السّلام از وى غذا درخواست كرد ، به خاطرش آمد .
قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً .
وقتى موسى اين خبر را شنيد ، نشانه‌هاى رسيدن به هدفى كه مدّنظر داشت آشكار گرديد .
قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً .
بنابراين ، موسى عليه السّلام و آن جوان به جايى برگشتند كه ماهى از آن‌جا به داخل دريا پريده بود و آن‌دو ، همان راهى را كه از آن آمده بودند در پيش گرفتند ، درحالىكه اثر نخستشان را دنبال مىكردند .