العضد : ميان آرنج و بازو . در اينجا مراد از آن ، ياور و كمككننده است ، چنانكه همين معنا از واژهء « دست » هم در بسيارى اوقات اراده مىشود .
الوبق : هلاكت . الموبق و الموبقة : هلاككننده .
مواقعوها : در آن مىافتند و يا وارد مىشوند .
مصرفا : جايى كه به سوى آن بروند [ و از آتش رهايى يابند ] .
اعراب
« كانَ مِنَ الْجِنِّ » .
اسم « كان » محذوف است : كان أصله من الجنّ .
« بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا » .
فاعل « بئس » ضمير مستتر است و « بدلا » تميز است : بئس البدل بدلا .
مخصوص به ذمّ محذوف مىباشد : هو ابليس و ذرّيته . « يوم » منصوب به فعل محذوف است : و اذكر يوم يقول .
تفسير
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ .
اين آيه در آيهء 34 سورهء بقره ، آيهء يازدهم سورهء اعراف و آيهء 61 سورهء اسراء بيان شد .
كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ .
ابليس از فرمان خداوند بيرون رفت . ما چندين بار گفتيم : ما وجود جنّ را باور داريم ، زيرا وحى آن را ثابت مىكند و عقل هم آن را نفى نمىكند و امّا تفصيل و جزئيات را به داناى غيبها واگذار مىكنيم .
أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي .
برخى از آيات قرآن ، دربارهء برخى ديگر سخن مىگويد و نيز برخى بر اثبات برخى ديگر گواهى مىدهد : در چندين آيه ، خداوند از كسانى كه لباس حق را بر باطل مىپوشانند ، بهعنوان سپاهيان و دوستان ابليس تعبير كرده است و در اينجا نيز مىگويد :
« أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ » .
بنابراين ، ما مىتوانيم ذرّيهء ابليس را به سپاهيان و ياران او تفسير كنيم و اينكه ذريهء ابليس و