تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
الكتاب : در اين‌جا مراد ، دفتر اعمال است كه در فرداى قيامت به دست راست انسان و يا به دست چپ او داده مىشود . مشفقين : بيمناك . الويل : هلاكت .

اعراب

« يوم » منصوب به فعل محذوف است : و اذكر يوم نسير الجبال . « بارزة » حال از « الأرض » است ؛ زيرا « ترى » در اين‌جا بصرى است [ يعنى به معناى ديدن به چشم است ، نه ديدن با قلب ] . « صفّا » حال است ؛ زيرا در تقدير چنين است : و حشرناهم مصفوفين .
« كَما خَلَقْناكُمْ » .
« كاف » به معناى مثل و صفت براى مصدر محذوف و ما مصدريه است : جئتمونا مجيئا مثل مجئ اول مرة . « اوّل » ظرف است كه به وسيلهء « خلقناكم » نصب داده شده است . « بل » براى انتقال از چيزى به چيزى است و نه براى باطل كردن ما قبلش . و أن نجعل » . « أن » مخفّفهء از ثقيله و اسم آن محذوف است ؛ يعنى إنّه و ما بعدش خبر مىباشد . « مشفقين » حال از « المجرمين » است ؛ زيرا « ترى » در اين‌جا بصرى است . « ويلتنا » مناداست : يا هلاكنا احضر .
« ما لِهذَا الْكِتابِ » .
« ما » استفهاميه در محلّ رفع به عنوان مبتدا و
« لِهذَا الْكِتابِ »
خبر آن است .

تفسير

وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً .
براى اين زمينى كه ما در آن زندگى مىكنيم روزى است كه خداى سبحان در چندين آيه از آن ياد كرده است و از جملهء آنها همين آيه مىباشد . خداوند آن روز را با دو ويژگى توصيف مىكند : اوّل : خداوند كوه‌ها را از جاهايشان برمىكند و آنها را همچون ابر در فضا به حركت درمىآورد . دوم : تمام جوانب و اجزاى زمين ، پيدا و آشكار مىشوند و چيزى آنها را پنهان