برخى گفتهاند : تعلق آن به أعثرنا نيز جايز است . ضمير « سيقولون » به نزاعكنندگان بر مىگردد . « ثلاثة » خبر مبتداى محذوف است : هم ثلاثة أشخاص .
« رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ » .
مبتدا و خبر است و جمله صفت است براى « ثلاثة » و از اين قبيل است : « خمسة سادسهم كلبهم » . « رجما » مفعول مطلق است براى « يقولون » ؛ زيرا « يقولون » در اينجا به معناى « يرجمون » است .
« ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » .
مبتدا و خبر است و جمله عطف بر ماقبلش است ؛ چراكه اگر چند صفت پياپى بيايند ، هم عطف كردن در آنجايز است و هم عطف نكردن ؛ چنانكه مىگويى : هو الرجل العالم العاقل و يا هو الرجل العالم و العاقل .
[ تفسير ]
بخش سوم
پيشتر اشاره كرديم كه آيات مربوط به اصحاب كهف به چهار بخش تقسيم مىشود . آيات پيشين ، دو بخش اوّل و دوم را دربر داشت . اين مقطع از آيات ، بخشهاى سوم و چهارم را دربر دارد . از آيات بخش سوم ، اين آيه است :
وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ .
اصحاب كهف سيصد و نه سال در خواب بودند ، چنانكه در آيهء 25 خواهد آمد . آنگاه خداوند آنان را از اين خواب دراز و شگفتانگيز بيدار كرد . ظاهر آيه نشان مىدهد كه خداوند آنان را از خواب بيدار كرد ، تا از مدّت خوابشان بپرسند و زمانى كه حقيقت برايشان آشكار شد ، ايمانشان به خدا و روز قيامت افزايش يافت .
پرسش : خداوند در آيهء شانزدهم مىگويد : هدف از بيدار كردن آنها اين بود كه كسانى كه پيش از بيدار كردن اصحاب كهف با يكديگر جدال مىكردند ، از مدت درنگشان در غار آگاهى يابند ، درحالىكه در اين آيه مىگويد : خدا اصحاب كهف را از خواب بيدار كرد ، تا آنان خود ، از مدت درنگشان در غار از يكديگر بپرسند .
بنابراين ، چگونه مىتوان ميان اين دو آيه جمع كرد ؟
پاسخ : هيچ تضادّى ميان دو آيه وجود ندارد ، تا نيازى به جمع كردن باشد ؛ زيرا