بپرستند . بنابراين ، ثروتمندان - چنانكه رسمشان چنين است - تلاش كردند كه اين گروه را بكشند و يا آنها را از دين خود منحرف سازند . وقتى كه تمام راهها به روى اين جوانان بسته شد و آنان چارهاى نيافتند ، جز اينكه به غار پناه ببرند ، بدان پناه بردند و به خدا گفتند : ما آنقدر در راه تو آزار ديديم ، تا كار به اينجا رسيد كه مىبينى و ما سخت به رحمت و عنايت تو نيازمنديم و از تو رحمت مىخواهيم و كمك مىجوييم .
فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً .
آنان را آنچنان در خواب فروبرديم كه هيچچيز نتواند بيدارشان كند . آنها چندين سال در اين حالت باقى ماندند . دربارهء تعداد اين سالها در آيهء 25 سخن گفته خواهد شد .
ثُمَّ بَعَثْناهُمْ .
آنگاه از خواب بيدارشان كرديم .
لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً .
مردم از قصّهء اصحاب كهف آگاهى پيدا كردند ، درحالىكه آنان همچنان در خواب عميق خود فرورفته بودند . اخبار آنان نسلها ميان مردم نقل مىشد و آنها دربارهء مدّت درنگ اصحاب كهف در غار اختلاف نظر پيدا كردند . برخى از مدّت زياد و برخى از مدت كم سخن مىگفتند . بنابراين ، خداوند اصحاب كهف را از خواب بيدار كرد تا اين دو گروه بدانند كه آنان مدّت درازى در غار باقى ماندند و در نتيجه ، به قدرت خدا در زنده كردن مردگان ايمان بياورند و يا به ايمانشان افزوده شود . معناى جملهء « لنعلم » آن است كه علم ما بهمقدار ماندن اصحاب كهف [ در آن غار ] براى مردم آشكار شود . نظير اين جمله در تفسير آيهء 140 سورهء آل عمران ، جلد دوم بيان شد .
پرسش : مردم از كجا به مدّت ماندن اصحاب كهف در غار آگاهى پيدا كردند ، در حالى كه فرض بر اين است كه آنان خواب بودند و هنگامى كه بيدار شدند ، از يكديگر مىپرسيدند و برخى از آنان به برخى ديگر مىگفتند : ما يك روز و يا مقدارى از روز را در اينجا درنگ كرديم ؟