تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
« يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ ؛
به روى خود مىافتند » . واژهء سجده را دوبار تكرار كرده است : اوّلى را به سبب بزرگداشت خداوند و دومى را به سبب اثر گذاردن قرآن در دل‌هاى آنان . مراد از ( الذين أوتوا العلم من قبل القرآن ) گروه باانصاف از اهل كتابند كه به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله ايمان آوردند و نيز ديگر افرادى كه از فطرت پاك برخوردار بودند ؛ همانند حنيفان كه در بخش زير به برخى از آنان اشاره مىكنيم .

حنيفان

« حنفاء » جمع حنيف و آن كسى است كه باطل را رها و از حق پيروى كند . حنيفيه ، يعنى راه راست . در دوران جاهليت افرادى بودند كه با دوره و محيط خود مخالفت مىكردند . آنان با فطرت پاكشان دريافته بودند كه اين جهان ، آفريدگار توانا و يكتا دارد و نيز پس از مرگ ، دوباره زنده شدن ، بازپرسى و پاداش و مجازات خواهد بود و پرستش بت‌ها نادانى و گمراهى است . چنان‌كه در جزء سوم كتاب الأغانى و جزء سوم سيرهء ابن هشام ، چاپ سال 1936 آمده ، برخى از اشعار افراد مزبور به قرار زير است :
أربّا واحدا أم ألف ربّ * أدين إذا تقسّمت الأمور
آيا به يك پروردگار و يا هزار پروردگار ؟ هرگاه كارها تقسيم شوند ، ايمان بياورم .
و لكن أعبد الرّحمن ربّي * ليغفر ذنبي الربّ الغفور
لكن رحمان ، پروردگارم را مىپرستم تا پروردگار آمرزنده ، گناهانم را بيامرزد .
ترى الأبرار دارهم جنان * و للكفّار حامية سعير
مىبينى كه خانهء نيكان بهشت است درحالىكه نصيب كافران آتش سوزناك مىباشد . ابن هشام در جزء اوّل كتاب سيرهء نبوى مىگويد : در يكى از عيدها قريش در اطراف بتى گرد آمده ، آن را تعظيم مىكردند . ناگهان چهار نفر از ميان ايشان جدا شدند كه عبارت بودند از : ورقة بن نوفل ، عبد اللّه بن جحش ، عثمان بن حويرث و زيد بن عمرو . آنان به يكديگر گفتند : به‌خدا سوگند ، قوم شما بر آيين درستى نيست . آنان از
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 158 | محمد جواد مغنية