تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
است كه مردم به آن ايمان آورند و بدان عمل كنند و اين امر ، قبلا تحقق يافته ، زيرا مسلمانان بدان ايمان آورده و اخلاصمندان بدان عمل كرده‌اند . ما نظر رازى و طبرسى را دربارهء جملهء نخست قبول داريم ؛ امّا نظر ما در مورد جملهء دوم چنين است : هرگونه رفتارى كه مردم پيش از نزول قرآن داشتند و يا پس از نزول آن خواهند داشت ، در صورتى كه حق ، نيكو و مصلحت باشد ، قرآن هم آن را تأييد مىكند و قبول دارد . به‌بيانى ديگر پس از آن‌كه خداوند در جملهء نخست فرمود : قرآن به حق ، نيكى و صلاح فروفرستاده شد ، در جملهء دوم مىگويد : قرآن هم هر آنچه را كه حق ، نيكى و صلاح باشد قبول دارد ، خواه از سوى گذشتگان باشد و خواه از سوى آيندگان ، پيش از نزول قرآن باشد و يا پس از آن . به همين معناست آيهء « آنچه براى مردم سودمند است در زمين پايدار بماند » . « 1 » و آيهء « خدا براى شما خواستار آسايش است نه سختى » . « 2 » امام صادق عليه السّلام فرمود : « هرآنچه به جهتى از جهات ، در آن صلاح مردم باشد رواست » .
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً .
هركه را كه فرمانبردارى كند ، به بهشت مژده مىدهى و هركه را كه سرپيچى كند از دوزخ بيم مىدهى . پس از اين ، هركس خواست ايمان مىآورد و هركس خواست كافر مىشود : « پروردگار تو به كسانى كه از راه وى دور مىشوند آگاه‌تر است و هدايت‌يافتگان را بهتر مىشناسد » . « 3 »

آيا قرآن به تدريج نازل شد ؟

وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا .
قرآن يك‌باره بر حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله نازل نشد ، بلكه به تدريج نازل شد ؛ لكن گاهى پىدرپى و گاهى با تأخير ، برحسب مصالح و حوادثى كه يكى پس از ديگرى اتفاق مىافتادند نازل
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 17 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 185 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 117 .