برگزين . ( 110 )
بگو : سپاس خدايى را كه فرزندى ندارد و او را شريكى در ملك نيست و به مذلت نيفتد كه به يارى محتاج شود . پس او را تكبيرگوى ، تكبيرى شايسته . ( 111 )
واژگان
فرقناه : قرآن را يكدفعه نازل نكرديم ، بلكه آيه آيه و سوره سوره فروفرستاديم و بر اين معنا اين سخن خداوند دلالت مىكند : « تا از روى تأنى آن را بر مردم بخوانى » .
يخرّون : مىافتند .
الأذقان : جمع ذقن ، يعنى چانه .
اعراب
« قرآنا » مفعول است براى فعل محذوف ؛ يعنىفرقناه قرآنا فرقناه . بنابراين ، جملهء فرقناه مفسّره است و محلّى از اعراب ندارد .
« عَلى مُكْثٍ »
متعلق است به محذوف و حال : لتقرأه على النّاس متمهّلا شيئا بعد شىء ؛ تا آن را بر مردم از روى تأنّى و اندك اندك بخوانى . « لام » در « للأذقان » به معناى « على » . « سجدا » مصدر است در موضع حال و به معناى ساجدين .
« إِنْ كانَ »
« ان » مخفّفه و اسم آن ضمير شأن محذوف است :
إنّه . « أيّامّا » از دو كلمه تركيب يافته : يكى « أىّ » كه مفعول است براى « تدعو » و « تدعوهم » بهوسيلهء آن جزم داده شده است . ديگرى « ما » كه از لحاظ اعراب زايد است .
تفسير
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ .
مفسران درباره تفاوت ميان اين دو جمله چند نظر دارند و بهترين آنها نظر طبرسى و رازى است كه خلاصهء آن با اندك تصرّف - به قصد توضيح - چنين است : مراد از جملهء
« وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ » ،
آن است كه قرآن حق را در بردارد و مراد از جملهء
« وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ » ،
آن است كه هدف خداوند از نزول قرآن آن