واژگان
الخبو : آرامش . فرونشستن شعلهء آتش .
القتر : تنگ گرفتن .
اعراب
مَنْ يَهْدِ
و
مَنْ يُضْلِلْ » .
« من » اسم شرطى است كه لفظ آن خاص و معنايش عام است . ضمير « يهد » و « يضلل » به لفظ « من » برمىگردد و ضمير « لهم » و « نحشرهم » به معناى آن . اوّلين « من » مفعول « يهد » است و « من » دوم مفعول « يضلل » مىباشد .
« عميا » حال است .
« الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ »
صفت است براى « اللّه » و « قادر » خبر است .
« أنتم » فاعل فعل محذوف است كه فعل موجود آن را تفسير مىكند و در اصل « لو تملكون » بوده است . بنابراين ، « تملك » حذف و ضمير متّصل واو منفصل آورده شده و به « أنتم » تبديل گشته است . اين ، همان چيزى است كه برخى از مفسران آن را گفتهاند .
اين نظريه ، متين و خوب نيست ؛ زيرا براساس اين نظريه ، معنا چنين مىباشد :
لو تملكون » . نظريهء بهتر آن است كه « أنتم » اسم « كان » باشد . آنگاه « كان » حذف و ضمير منفصل آورده شده و تقدير چنين است : لو كنتم تملكون . « إذا » حرف جواب و جزاء است . مفعول « أمسكتم » محذوف است : لأمسكتم الأموال . « خشية » مفعول من اجله مىباشد .
تفسير
وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ .
اين آيه نوعى تعريف براى انسان هدايت يافتهء شايسته است ، بدينترتيب كه وى كسى است كه در نزد خداوند چنين مىباشد ، نه كسى كه مردم دربارهاش مىگويند : او اهل هدايت و