تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
واژه‌نامه‌ى غزل‌ها

آ

آب :

آب‌رو ، طراوت و شادابى ، رونق و رواج ، ارزش ، روشنى ، شرف . ( غزل 129 )

آب‌انگور :

شراب‌انگورى .

آب حيوان :

آب چشمه‌ى زندگانى ، آب زندگىبخش . ( مطابق روايات خضر بدين آب راه يافت ، از آن نوشيد و عمر دراز يافت . )

آب خرابات :

آب ميكده ، كنايه از شراب .

آب‌خور :

سرچشمه ، جاى نوشيدن آب ، نصيب ، بهره ، روزى .

آب رخ :

آب‌رو ، شرف .

آب نوش :

آب گوارا ، آب چشمه‌ى زندگانى .

آتشگون :

مانند آتش ، سوزان ، سوزنده .

آتشناك :

آتشين ، سوزان .

آتش نمرود :

آتشى كه به دستور نمرود ، پادشاه بابل افروخته و ابراهيم خليل با منجنيق به درون آن افكنده شد . نيز بنگريد به نمرود .

آخر :

پايان ، سرانجام .

آدمى بچه :

فرزند آدمى ، آدمىزاده ، انسان . ( مقابل پرى )

آذار :

نام ماه ششم از ماه‌هاى سريانى . ماه اول بهار ، فروردين .

آرزومندى :

اشتياق ، شوق ، عشق و محبت .

آستين افشاندن :

آستين خود را تكان دادن ، كنايه از رها كردن ، ترك كردن ، رقصيدن و پاىكوبى ، اظهار محبت و نيكى .

آستين فشان :

با حالت رقص و پاىكوبى ، به حالت رها كردن ( در غزل 87 ) نيز صفت فاعلى است يعنى آن كه آستين مىافشاند ، مىرقصد يا رها مىكند .

آشوب :

غوغا ، فتنه ، شور و هيجان .

آشيان :

آشيانه ، لانه ، خانه .

آصف :

آصف بن برخيا ، وزير سليمان كه بسيار كاردان و دانشمند و سخت مورد اعتماد سليمان بوده است . در ادب فارسى ، به ويژه در شعر حافظ ، از او به عنوان نماد كاردانى ، بزرگوارى و شكوهمندى ياد شده و حافظ وزراى مورد قبول و احترام روزگار خود را با عناوينى چون : آصف عهد ، آصف دوران و مطلق آصف ياد كرده است . ( غزل 219 )