واژهنامهى غزلها
آ
آب :
آبرو ، طراوت و شادابى ، رونق و رواج ، ارزش ، روشنى ، شرف . ( غزل 129 )
آبانگور :
شرابانگورى .
آب حيوان :
آب چشمهى زندگانى ، آب زندگىبخش . ( مطابق روايات خضر بدين آب راه يافت ، از آن نوشيد و عمر دراز يافت . )
آب خرابات :
آب ميكده ، كنايه از شراب .
آبخور :
سرچشمه ، جاى نوشيدن آب ، نصيب ، بهره ، روزى .
آب رخ :
آبرو ، شرف .
آب نوش :
آب گوارا ، آب چشمهى زندگانى .
آتشگون :
مانند آتش ، سوزان ، سوزنده .
آتشناك :
آتشين ، سوزان .
آتش نمرود :
آتشى كه به دستور نمرود ، پادشاه بابل افروخته و ابراهيم خليل با منجنيق به درون آن افكنده شد . نيز بنگريد به نمرود .
آخر :
پايان ، سرانجام .
آدمى بچه :
فرزند آدمى ، آدمىزاده ، انسان .
( مقابل پرى )
آذار :
نام ماه ششم از ماههاى سريانى . ماه اول بهار ، فروردين .
آرزومندى :
اشتياق ، شوق ، عشق و محبت .
آستين افشاندن :
آستين خود را تكان دادن ، كنايه از رها كردن ، ترك كردن ، رقصيدن و پاىكوبى ، اظهار محبت و نيكى .
آستين فشان :
با حالت رقص و پاىكوبى ، به حالت رها كردن ( در غزل 87 ) نيز صفت فاعلى است يعنى آن كه آستين مىافشاند ، مىرقصد يا رها مىكند .
آشوب :
غوغا ، فتنه ، شور و هيجان .
آشيان :
آشيانه ، لانه ، خانه .
آصف :
آصف بن برخيا ، وزير سليمان كه بسيار كاردان و دانشمند و سخت مورد اعتماد سليمان بوده است . در ادب فارسى ، به ويژه در شعر حافظ ، از او به عنوان نماد كاردانى ، بزرگوارى و شكوهمندى ياد شده و حافظ وزراى مورد قبول و احترام روزگار خود را با عناوينى چون : آصف عهد ، آصف دوران و مطلق آصف ياد كرده است .
( غزل 219 )