در خراسان منزل و مأواى آل حيدرست * آستان روضهء آن شاه دين كو اطهر است
از محبت اين دعا چون جان ما اندر برست * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام
دائما خورشيد و مه بر درگهت جا كردهاند * ز آن سبب هر لحظه ايشان قصد بالا كردهاند
باد را فرّاش اين درگاه اعلا كردهاند * شمع را بر روضهء او بر سر پا كردهاند
هر زمان بر دل مرا اين نكته انشا كردهاند * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام
ما بدرگاه تو اى شاه خراسان آمديم * با دل پردرد و هم با چشم گريان آمديم
يكنظر بر حال ما كن كه پريشان آمديم * اى طبيب درد ما از بهر درمان آمديم
از گلستان وفا ماسوى بستان آمديم * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام
نسبت روى تو را هرگه كه با مه كردهام * باز از شرم رخت استغفر اللّه كردهام
غير كويت هر كجا رفتيم بىره كردهام * يك نظر بر حال ما كن روى باره كردهام
اين دعا اندر طواف قبر آن شه كردهام * كالسلام اى شاه سلطان خراسان السلام « 1 »
صبح و شام اندر غم او شمع با سوز و گداز * گريد و استاده است در روضهات تا روز باز
حافظان بارگاه او به شبهاى دراز * تا بروز اندر تلاوت با خدا گويند راز
بلبلان اندر گلستان كردهاند اين نغمه ساز * كالسلام اى شاه سلطان خراسان السلام « 2 »
مرغ روحم در هواى كويت اى سلطان دين * همچو مرغ نيم بسمل اوفتاده بر زمين
يك نظر اى شاه من بر حال مسكينان ببين * حافظ ما را كه دارد داغ مهرت بر جبين
گويد از صدق و صفا هر دم به آواز حزين * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام « 3 »
نيست ما را جز تو كس يار و رفيق و رهنما * لطف كن شاها ببخشا جرم اين بيچاره را
هامش
( 1 ) اين بند در پژمان نيامده است
( 2 ) اين بند نيز در پژمان نيامده است .
( 3 ) محل ابيات 3 و 4 و 5 اين بند با محل ابيات مشابه در پژمان فرق دارد و عبارات آنها نيز جزئى اختلاف ظاهرى دارند