از لقاى خود تو محرومم مكن اى پادشا * اندر آن ساعت كه خواهم رفت از دار فنا
بر زبان من تو جارى ساز يا رب اين ثنا * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام [ 1 ]
مسدس دوم
[ 2 ]
دوش بودم ز خوف بىعملى * تا سحر با نياز و درددلى
هاتفى گفت كاى محب على * تا بكى در ميان آبوگلى
گوى تا نبودت ز دين خللى * كه سلام على على ولى
تا تو بر درد مبتلا نشوى * قابل رحمت خدا نشوى
بدر غير مرتضى نشوى * ز آستانش به هيچ جا نشوى
گوى تا داخل بلا نشوى * كه سلام على على ولى
قادرا قاهرا سميع و بصير * رحمت خود ز خلق بازمگير
جرم حافظ بلطف خود بپذير * بخش ما را به شبّر و شبير « 1 »
نيست ما را به غير ازين تدبير * كه سلام على على ولى
هامش
[ 1 ] پاورقى مسدس يكم - بهطورىكه ملاحظه مىشود مصرع ششم مسدس در نسخه 860 موزه سالار جنگ : كالسلام اى شاه سلطان خراسان السلام ، و در نسخه پژمان و نسخه چاپ تبريز مورخه 1294 ، كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام ، آمده است ضمنا علامت كه در تصوير ديده مىشود مدفن والدين اينجانب مىباشد كه بعدا شرح آن را خواهم داد .
[ 2 ] پاورقى مسدس دوم - پژمان گويد « اين مسدس در اصل نه پاره است كه ضعف بيان گويندهء آن كوچكترين وجه مشابهتى با فكر بلند حافظ ندارد و معلوم نيست كه الحاقكنندگان اين گونه آثار بديوان آسمانى حافظ چه نظرى داشتهاند » . به نظر اينجانب استبعادى ندارد كه از اشعار اوليه حافظ باشد .
( 1 ) شبر و شبير دو لغت عبرى هستند كه در اينجا غرض حضرت امام حسن و امام حسين عليهم السّلام هستند .