تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
آبش از سلسبيل و از تسنيم « 1 » * حور از گيسوان فشانندى

24 - ابروى كمان‌كش

بلبل اندر ناله و گل خندهء خوش مىزند * چون نسوزد دل كه دلبر در وى آتش مىزند ناخوشيها ديده‌ام از زاهد پشمينه پوش * من غلام مطربم كابريشم « 2 » خوش مىزند زاهدا از تير مژگانش حذر كردن چه سود * زخم پنهان چون بابروى كمان‌كش مىزند

25 - بخت سياه

به گوش جان رهى منهئى « 3 » ندا در داد * ز حضرت احدى لا إله الا للّه كه اى عزيز كسى را كه خوارى است نصيب * يقين بدانكه نيابد به زور منصب و جاه باب زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد * گليم بخت كسى را كه بافتند سياه

26 - گندم از گندم جو ز جو

[ 1 ]
شراب لعل مروّق بجام گفت كه من * چهار گوهرم اندر چهار جاى مدام زمرّدم بر تاك و عقيق در شيشه * سهيل « 4 » در خمم و آفتابم اندر جام مرا حرام كه گويد كه وقت خوردن من * حلال‌زاده برون آيد از نتاج حرام

27 - عرصهء شطرنج

دوش با آن هزار دينارى * شدم از صد طريق لعب‌انگيز شد فتاده چو عرصهء شطرنج * آن سيه‌روى مىنمود ستيز قايمم را به كه بداد از حرص * گفت اى كنده باز شد برخيز
هامش
( 1 ) تسنيم نام چشمه‌اى در بهشت است ( 2 ) تار يعنى ساز - مطلق سازهاى زه‌دار ( 3 ) خبر رساننده ( 4 ) ستاره‌اى كه شبهاى آخر تابستان ظاهر مىشود .
[ 1 ] پاورقى قطعهء 26 - قطعه ( 26 ) را يكتائى از ابو العلاء ششترى مىداند . ولى دوبيتى كه در اين زمينه ابو العلاء ششترى گفته خيلى با اين قطعه فرق دارد .