ه - قطعات چهل و هفت قطعه
1 - درباره سرقت استر خود گويد
[ 1 ]
خسروا دادگرا شير دلا بحر كفا * اى جلال تو بانواع هنر ارزانى
همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد * صيت مسعودى و آوازهء شه سلطانى
گفته باشد مگرت ملهم غيب احوالم * اينكه شد روز منيرم چو شب ظلمانى
در سه سال آنچه بيند و ختم از مير و وزير * همه بربود به يكدم فلك چوگانى
دوش در خواب چنان ديد خيالم كه سحر * گذر افتاد بر اصطبل شهم پنهانى
بسته بر آخور او استر من جو مىخورد * تو بره افشاند به من گفت مرا ميدانى
هيچ تعبير نمىدانمش اين خواب كه چيست * تو بفرماى كه در فهم ندارى ثانى
2 - بد بدست
[ 2 ] درباره سعايت يكى از حاسدان حاجى قوام سروده است
حسود خواجه ما را بگو كه بد مپسند * و گرنه دور زمان جز بدت جزا ندهد
مكن ستيز كه هرگز بعقل و فكر فضول * فلك زمام تصرف بدست ما ندهد
به آنكه در نظر جم جهان بيارايند * به ترك جوهر جام جهاننما ندهد
نعوذ باللّه اگر تير از آسمان بارد * كه بار در حرم كبرياى ما ندهد
هامش
[ 1 ] پاورقى قطعه 1 - ممدوح قطعه يكم جلال الدين مسعود شاه ابن شرف الدين محمود شاه اينجو برادر بزرگ شيخ ابو اسحاق اينجوست و در سال 743 حافظ اين قطعه را بمناسبت اينكه استرش را يكى از كسان جلال الدين مسعود دزديده بود گفته و براى سلطان فرستاده و ضمنا در همين سال نيز جلال الدين مسعود كشته شده است و اين قطعه تقريبا از قديمىترين سرودههاى حافظ است كه در دست مىباشد يعنى در حدود 26 سالگى گفته است .
[ 2 ] پاورقى قطعه 2 - در بيت سوم اين قطعه غرض از جم شاه شيخ ابو اسحاق و غرض از جام جهاننما حاجى قوام است ( حافظ شيرينسخن ) .