بسى نماند كه روز فراق يار سرآيد * رايت من هضبات الحمى قيام خيامى « 1 »
من ار چه هيچ ندارم سزاى خدمت شاهان * ز بهر كار ثوابم قبول كن بغلامى
اميد هست كه زودت بكام خويش ببينم * تو شاد گشته بفرماندهى و من بغلامى
بعدت منك و قد صرت ذائبا كهلال « 2 » * اگر چه روى چو ماهت نديدهام به تمامى
و ان دعيت بخلد و صرت ناقض عهد « 3 » * فما تطيب نفسى و ما استطاب منامى « 4 »
چو سلك درّ خوشا بست شعر نغز تو حافظ * كه گاه لطف سبق مىبرد ز نظم نظامى « 5 » [ 1 ]
[ 468 كه برد بنزد شاهان ز من گدا پيامى ]
62 شماره مسلسل 673
كه برد بنزد شاهان ز من گدا پيامى * كه بكوى مىفروشان دو هزار جم به جامى
اگر اين شراب خامست اگر آن فقيه پخته * بهزار بار بهتر ز هزار پخته خامى
شدهام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم * كه بهمت عزيزان برسم به نيكنامى
تو كه كيميافروشى نظرى بقلب ما كن * كه بضاعتى نداريم و فكندهايم دامى
بكجا برم شكايت بكه گويم اين حكايت * كه لبت حيات ما بود و نداشت دوامى
عجب از وفاى جانان كه تفقدى نفرمود * نه بنامه و پيامى نه بپرسش و سلامى
برويد پارسايان كه برفت پارسايى * مى ناب دركشيديم و نماند ننگ و نامى
زرهم ميفكن اى شيخ بدانهاى تسبيح * كه چو مرغ زيرك افتد نفتد به هيچ دامى
سر خدمت تو دارم بخرم بلطف و مفروش * كه چو بنده كمتر افتد بمباركى غلامى
هامش
( 1 ) از پشتههاى مساكن قبههاى خيمها را ديدم .
( 2 ) از تو دور شدم و مانند ماه شب اول آب شدم
( 3 ) اگر به بهشت دعوت شوم و به شرط آنكه عهدشكن باشم
( 4 ) هرگز روح من آرام نمىگيرد و خواب من گوارا نمىشود
( 5 ) اين بيت در قدسى اضافه ديده شده :اذا مررت بقبرى و كنت فيه ترابا * وجدت رائحة الوداد من رميم عظامىكه ترجمهاش تقريبا بدين شرح است : هرگاه بر مزارم گذار آرى و حال آنكه من باشم در آن خاك ، بوى دوستى از استخوانهاى پوسيدهام به مشامت خواهد رسيد .
[ 1 ] پاورقى غزل 61 - احتمالا حافظ اين غزل را در خلال سالهاى 765 و 767 كه شاه شجاع اجبارا شيراز را ترك و شاه محمود برادرش بر شيراز مسلط گرديد سروده است .