شد حظ عمر حاصل گر زانكه با تو ما را * يكدم بعمر روزى روزى شود وصالى
آن دم كه با تو باشم يكساله هست روزى * و اندم كه بىتو باشم يكلحظه هست سالى
چون من خيال رويت جانا بخواب بينم * كز خواب مىنبيند چشمم بجز خيالى
رحم آر بر دل من كز مهر روى خوبت * شد شخص ناتوانم باريك چون هلالى « 1 »
حافظ مكن شكايت گر وصل يار خواهى * زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالى
[ ماييم و غم عشق و جوانى و خيالى ]
55 * شماره مسلسل 666
ماييم و غم عشق و جوانى و خيالى * وز ماه رخت گشته تنم همچو هلالى
با محنت هجر تو شب و روز قرينم « 2 » * تا با تو كجا دست دهد روز وصالى
با خيل « 3 » خيال تو بود عيش دلم را * كز خاطر محزون كندم دفع ملالى
حال دل من عرضه كنى پيش نگارم * اى باد صبا گر بود آنجات مجالى
ور زانكه ز حال من دلخسته بپرسد * گو از غم هجران تو گشتست هلالى
هركس ز جهان منصب و مالى طلبيدند * ما را غم عشق توبه از منصب و مالى
حقا كه نخواهم نه به دنيا نه بعقبى * جز خاك سر كوى تو مالى و منالى « 4 »
گفتم بجهان آرزوى وصل تو دارم * گفتا چه كنى حافظ سوداى محالى
[ 463 سلام الله ما كر الليالى ]
56 شماره مسلسل 667
سلام الله ما كر الليالى « 5 » * و جاوبت المثانى و المثالى « 6 »
على وادى الاراك و من عليها « 7 » * و دار باللوى فوق الرمال « 8 »
دعا گوى غريبان جهانم * و ادعوا بالتواتر و التوالى « 9 »
هامش
( 1 ) ماه در سه شب طلوع اول و هر چيز باريك را به آن تشبيه كنند .
( 2 ) همسايه و همنشين
( 3 ) يعنى گروه و دسته
( 4 ) محل درآمد .
( 5 ) درود خدا تا وقتى كه شبها مىروند و مىآيند ، مقصود تا جهان هست
( 6 ) نفخههاى مثانى و مثالى با هم هماهنگى كرده و بخوانند ( مقصود از مثانى و مثالى كه از اصطلاحات موسيقى هستند ، دو صدا مىباشند كه از دو سيم مختلف برآيند و دوگاه و سهگاه گويند )
( 7 ) بر سكنهء اراك و كسانى كه در آن مسكن دارند ( مقصود همان « سلام اللّه » يعنى درود خدا باد )
( 8 ) و خانه در لوى ( اسم يك محل ) كه در روى شنها واقع است
( 9 ) دعاگو هستم همواره ( تواتر و توالى بمعنى هميشه و همواره )