[ اى با غم تو ما را پيوند لايزالى ]
52 * [ 1 ] شماره مسلسل 663
اى با غم تو ما را پيوند لايزالى * قد ضاع فى هواكم عمرى و لا ابالى « 1 »
عيش سگان كويت هر بىخبر چه داند * يا ليت لى مجالا فى ذلك الحوالى « 2 »
از آب ديده يارا شد رازم آشكارا * ارحم على دموعى يا من علمت حالى « 3 »
خوبان وفا ندارند اى جمع پاكبازان * لا ترقبوا وفاء عن صاحب الجمالى « 4 »
ما تشنهلب گذشتيم بر آب زندگانى * يا ساقيا اغثنى من شربة الزلال « 5 »
من ترك دين و دنيا كردم ز آرزويت * جاوزت فى هواكم عن حب جاه و مال « 6 »
حافظ اگر بميرد بر خاك آستانت * قد صار ذا حيات كانت بلا زوال « 7 »
[ 462 يا مبسما يحاكى درجا من اللآلى ]
53 شماره مسلسل 664
يا مبسما يحاكى درجا من اللآلى « 8 » * يا رب چه در خور آمد گردش خط هلالى
در خواب مانده بودم ديشب به ياد چشمت * زان خواب خوش بجستم سرمست و لاابالى
حالى خيال وصلت خوش مىدهد فريبم * تا خود چه نقش بازد اين صورت خيالى
دل رفت و ديده خون شد تن خست و جان زبون شد * فى العشق معجبات ياتين بالتوالى « 9 »
دلخون شدم ز دستش وز ناز چشم مستش * او ذيت بالرزايا ما للهوى و مالى « 10 »
خون تو گر نگردد هرگز دگر نگردد * عاشق در اين جوانب عارف در اين حوالى
دلبر بعشقبازى خونم حلال دانست * فتواى عشق چونست اى زمره « 11 » موالى
هامش
( 1 ) بتحقيق باطل شد در عشق تو عمر من در بىباكى و بىپروائى
( 2 ) اى كاش فرصتى مىشد كه در آن حوالى محشور مىشدم
( 3 ) پس ترحم بر اشكهاى چشم من كن اى كسى كه به حال من دانا شدى
( 4 ) پس بايستى از صاحبان جمال انتظار وفادارى نداشت .
( 5 ) اى ساقى مرا يارى كن با آب گوارا و صاف و لذيذ
( 6 ) در عشق تو از عشق جاه و مال صرف نظر كردم
( 7 ) پس بتحقيق بحيات جاودانى و بدون زوال مىرسد .
( 8 ) اى دهانى كه مانند صندوقچهاى است از مرواريد
( 9 ) عجايبى هست در عشق كه پى در پى مىآيد . در يكتائى بجاى « معجبات » « موبقات » آمده و در سودى در مصرع اول اين بيت بجاى « جان برون شد » « جان زبون شد » ذكر شده است
( 10 ) از مصائب رنج ديدم مرا چه بعشق
( 11 ) زمره يعنى دسته و صنف و طبقه - موالى جمع مولى است هم بنده و هم ارباب معنى مىدهد .
[ 1 ] پاورقى غزل 52 - اين غزل ، ( 76 ) الحاقى از خلخالى است و در يكتائى و سودى هم هست .