خرد كه ملهم « 1 » غيبست بهر كسب شرف * ز روى صدق « 2 » صدش بوسه بر جناب زده
بيا بميكده حافظ كه بر تو عرضه كنم * هزار صف ز دعاهاى مستجاب زده [ 1 ]
[ 423 دوش رفتم بدر ميكده خوابآلوده ]
9 [ 2 ] شماره مسلسل 604
دوش رفتم بدر ميكده خوابآلوده * خرقه تردامن و سجاده شرابآلوده
آمد افسوس كنان مغبچهء بادهفروش * گفت بيدار شو اى رهرو خوابآلوده
شستوشوئى كن و آنگه بخرابات خرام * تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
به هواى لب شيريندهنان چند كنى * جوهر روح بياقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پيرى و مكن * خلعت شيب « 3 » چو تشريف شباب « 4 » آلوده
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق * غرقه گشتند و نگشتند « 5 » به آب آلوده
پاك و صافى شو و از چاه طبيعت بدرآى * كه صفائى ندهد آب ترابآلوده
گفتم اى جان جهان دفتر گل عيبى نيست * كه شود فصل بهار از مى ناب آلوده
گفت حافظ برو و نكته بياران مفروش * آه ازين لطف بانواع عتاب آلوده
[ اى از فروغ رويت روشن چراغ ديده ]
10 شماره مسلسل 605
اى از فروغ رويت روشن چراغ ديده * مانند چشم مستت چشم جهان نديده
همچون تو نازنينى سر تا به پا لطافت * گيتى نشان نداده ايزد نيافريده
هامش
( 1 ) الهامكننده
( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « ز روى صدق » ، « ز بام عرش » آمده است .
( 3 ) پيرى
( 4 ) جوانى
( 5 ) در بعضى نسخ اين مصرع چنين است : « غرقه گردند و نگردند باب آلوده » ولى متن بهترست
[ 1 ] پاورقى غزل 8 - محتمل است كه حافظ اين غزل را هنگام توقف در يزد در مدح شاه يحيى گفته و يا اينكه پس از 789 سروده است .
[ 2 ] پاورقى غزل 9 - از غزلهاى اواخر عمر خواجه است .