مشنو سخن دشمن بدگوى خدا را * با حافظ مسكين خود اى دوست وفا كن
[ 396 صبحست ساقيا قدحى پرشراب كن ]
14 شماره مسلسل 558
صبحست ساقيا قدحى پرشراب كن * دور فلك درنگ ندارد شتاب كن
زان پيشتر كه عالم فانى شود خراب * ما را ز جام بادهء گلگون خراب كن
خورشيد مى ز مشرق ساغر طلوع كرد * گر برگ عيش مىطلبى ترك خواب كن
روزى كه چرخ از گل ما كوزها كند * زنهار كاسه سر ما پرشراب كن
ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم * با ما بجام بادهء صافى خطاب كن
همچون حباب ديده بر وى قدح گشاى * وين خانه را اساس قياس از حباب كن
ايام گل چو عمر برفتن شتاب كرد * ساقى بدور بادهء گلگون شتاب كن
كار صواب باده پرستيست حافظا * برخيز و عزم جزم به كار صواب كن
[ 395 گلبرگ را ز سنبل مشكين نقاب كن ]
15 [ 1 ] شماره مسلسل 559
گلبرگ را ز سنبل مشكين نقاب كن * يعنى كه رخ بپوش و جهانى خراب كن
بگشا بعشوه نرگس مست خراب را « 1 » * وز رشك چشم نرگس رعنا بخواب كن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را * چون شيشههاى ديدهء ما پرگلاب كن
بوى بنفشه بشنو و زلف نگار گير * بنگر برنگ لاله و عزم شراب كن
زانجا كه رسم و عادت عاشقكشى تست * شمشير كين به خون دل ما خضاب « 2 » كن
ما بخت خويش و خوى ترا آزمودهايم * با دشمنان قدح كش و با ما عتاب كن
هامش
( 1 ) « بگشا به شيوه نرگس پرخواب مست را » در بعضى نسخ بجاى مصرع متن است
( 2 ) خضاب يعنى رنگ ، حنا و بالاخره هر چه كه موى را رنگ كند .
[ 1 ] پاورقى غزل 15 - در انجوى و سودى مصرع دوم بيت پنجم چنين است : با دشمنان قدح كش و با ما عتاب كن و در عوض فاقد بيت ششم مىباشند . ضمنا بيت ششم غزل قبلى را ضمن اين غزل آوردهاند .