[ 274 به دور لاله قدح گير و بىريا مىباش ]
4 شماره مسلسل 393
به دور لاله قدح گير و بىريا مىباش * ببوى گل نفسى همدم صبا مىباش
نگويمت كه همهساله مىپرستى كن * سه ماه مى خور و نه ماه پارسا مىباش
چو پير سالك عشقت بمى حواله كند * بنوش و منتظر رحمت خدا مىباش
گرت هواست كه چون جم بسرّ غيب رسى * بيا و همدم جام جهاننما مىباش
چو غنچه گرچه فروبستگيست كار جهان * تو همچو باد بهارى گرهگشا مىباش
وفا مجوى ز كس ور سخن نمىشنوى * بهرزه طالب سيمرغ و كيميا مىباش « 1 »
مريد طاعت بيگانگان مشو حافظ * ولى معاشر رندان آشنا مىباش
[ 275 صوفى گلى بچين و مرقّع بخار بخش ]
5 شماره مسلسل 394
صوفى گلى بچين و مرقّع بخار بخش * وين زهد خشك را بمى خوشگوار بخش
طامات « 2 » و شطح « 3 » در ره آهنگ چنگ نه * تسبيح و طيلسان « 4 » بمى و ميگسار بخش
زهد گران كه ساقى و شاهد نمىخرند * در حلقهء چمن بنسيم بهار بخش
هامش
- محمد انصارى جابرى مؤلف سرگذشت سعدى باستناد اين غزل معتقدند كه حافظ به زيارت قبر امام هشتم نايل آمده است . اللّه اعلم غزل فوق بر سنگ لوحه قبر خواجه كه بامر كريمخان زند در 1186 هجرى قمرى آماده و پرداخته شده محكوك است .
علاوه بر اين بعضى از اشعار غزل سى و سوم حرف م نيز بر سنگ مزار نقش و ضمنا غزل 43 از حرف ت زيب بارگاه حافظ است ضمنا در روى سنگ قبر قطعه مادهتاريخى نيز حك شده است كه كشف آن 792 يعنى سال وفات خواجه مىشود ( بتوضيح مقدمه سفينه حافظ مراجعه شود ) .چراغ اهل معنى خواجه حافظ * كه شمعى بود از نور تجلى
چو در خاك مصلى يافت منزل * بجو تاريخش از خاك مصلى
( 1 ) سيمرغ و كيميا پرندگان موهوم و مجهول و تصورى هستند كه از قديم الايام در فكر بشر رسوخ نمودهاند .
( 2 ) طامات در فارسى بمعنى سخنان ياوه و پريشان ، و بمعنى بلاى عظيم روز قيامت نيز آمده است
( 3 ) در بعضى نسخ بجاى شطح ، زرق آمده و زرق يعنى تزوير و دورنگى و رياكارى و شطح ، سخنان خلاف شرع است
( 4 ) طيلسان يعنى ردا و جامه بلند كه پيران و پيشوايان مذهبى بدوش اندازند شبيه شنل و پوستين