تا كى مى صبوح و شكر خواب بامداد * بيدار گرد هان ، كه نماند اعتبار عمر « 1 »
دى در گذار بود و نظر سوى ما نكرد * بيچاره دل كه هيچ نديد از گذار عمر
حافظ سخن بگوى كه در صفحهء جهان * اين نقش ماند از قلمت يادگار عمر
[ اى بر وفور وصل تو موقوف كار عمر ]
17 * [ 1 ] شماره مسلسل 358
اى بر وفور وصل تو موقوف كار عمر * عمر منى كه تيزروى در گذار عمر
عمر عزيز و همدم ما باش يكزمان * تا خوش شود بدولت وصل تو كار عمر
عمر منى اگر چه كه عمرست بىوفا * عمرى كه بىتو مىگذرد در شمار عمر
زينسان كه عمر مىگذرد در فراق تو * از جان خود ملول شدم در گذار عمر
چون بر مراد غير مرا التفات نيست * حافظ چه اعتبار كند بر مدار عمر
[ 254 ديگر ز شاخ سرو سهى بلبل صبور ]
18 شماره مسلسل 359
ديگر ز شاخ سرو سهى بلبل صبور * گلبانگ زد كه چشم بد از روى گل بدور
اى گل بشكر آنكه توئى پادشاه حسن « 2 » * با بلبلان بيدل شيدا مكن غرور
زاهد اگر بحور و قصورست اميدوار * ما را شرابخانه قصورست و يار حور
از دست غيبت تو شكايت نمىكنم * تا نيست غيبتى ندهد لذتى حضور
گر ديگران بعيش و طرب خرمند و شاد * ما را غم نگار بود مايه سرور
مى خور ببانگ چنگ و مخور غصه ور كسى * گويد ترا كه باده مخور گو هو الغفور « 3 »
حافظ شكايت از غم هجران چه مىكنى * در هجر وصل باشد و در ظلمتست نور
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ مصرع چنين است : « هشيار گرد هان كه گذشت اختيار عمر »
( 2 ) در بعضى نسخ مصرع چنين است : « اى گل بشكر آنكه شكفتى بكام دل »
( 3 ) اوست بخشنده و آموزگار .
[ 1 ] پاورقى غزل 17 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست كه از حافظ نمىباشد و نمىگويد از كيست .