بوى بهبود ز اوضاع جهان مىشنوم * شادى آورد گل و باد صبا شاد آمد
اى عروس هنر از بخت شكايت منماى * حجلهء حسن بياراى كه داماد آمد
بر زليخا ستم اى يوسف مصرى مپسند * زانكه از عشق بر او اينهمه بيداد آمد
دلفريبان نباتى همه زيور بستند * دلبر ماست كه با حسن خدا داد آمد
زير بارند درختان كه تعلق دارند * اى خوشا سرو كه از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفتهء حافظ غزلى نغز بخوان * تا بگويم كه ز عهد طربم ياد آمد
[ بازم مه رخسار كسى در نظر آمد ]
99 * [ 1 ] شماره مسلسل 241
بازم مه رخسار كسى در نظر آمد * مهرى بدل از طلعت آن ماه درآمد
باز اين دل سودا زدهام گشت هواگير * در كار خود و يار خودش راهبر آمد
يكبار نظر بر رخ و ابروش فكندم * صد تير بلا بر من از آن يكنظر آمد
اين طرفه كه هر روز كه ديدم مه رويش * از روز دگر در نظرم خوبتر آمد
حافظ طلب وصل بسى كرد كه آخر * از دست غم هجر تو از پاى درآمد
[ 174 مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد ]
100 شماره مسلسل 242
مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد * هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
بركش اى مرغ سحر « 1 » نغمهء داودى را * كه سليمان گل از طرف هوا بازآمد
لاله بوى مى نوشين « 2 » بشيند از دم صبح * داغ دل بود به اميد دوا بازآمد
عارفى كو كه كند فهم زبان سوسن * تا بپرسد كه چرا رفت و چرا بازآمد
مردمى كرد و كرم ، بخت خدادادهء من * كان بت سنگدل از راه وفا بازآمد
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 99 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست از حافظ نيست و گويندهاش را هم نام نمىبرد ضمنا در قدسى و سودى نيز ديده نشده است . ولى پژمان با مختصر تغيير و يك اضافه بيت آن را از امير خسرو دهلوى دانسته است .
( 1 ) مرغ سحر ، بلبل است
( 2 ) نوشين يعنى گوارا