هزار نقد ببازار كاينات آرند * يكى به سكّهء صاحت عيار « 1 » ما نرسد
دريغ قافلهء عمر كانچنان رفتند * كه گردشان بهواى ديار ما نرسد
هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكى * بدلپذيرى نقش نگار ما نرسد
دلا ز طعن حسودان مرنج و ايمن باش * كه بد بخاطر اميدوار ما نرسد
چنان بزى كه اگر خاك ره شوى كس را * غبار خاطرى از رهگذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصهء او * بسمع پادشهء كامگار ما نرسد « 2 » [ 1 ]
[ كارم ز جور چرخ به سامان نمىرسد ]
76 * شماره مسلسل 218
كارم ز جور چرخ به سامان « 3 » نمىرسد * خون شد دلم ز درد و بدرمان نمىرسد
چون خاك راه پست شدم ليك همچنان * تا آبرو نمىرودم نان نمىرسد
از دستبرد جور زمان اهل درد را * اين غصه بس كه دست سوى جان نمىرسد
سيرم ز جان خود بدل راستان ولى * بيچاره را چه چاره كه فرمان نمىرسد
در آرزوت گشته گرانبار غم دلم * آوخ كه آرزوى من ارزان نمىرسد « 4 »
تا صدهزار خار نمىرويد از زمين * از گلبنى گلى بگلستان نمىرسد
يعقوب را دو ديده ز حسرت سفيد گشت * و آوازهاى ز مصر بكنعان نمىرسد
پى پارهاى « 5 » نمىكنم از هيچ استخوان * تا صدهزار زخم بدندان نمىرسد
از حشمت اهل جهل بكيوان رسيدهاند * جز آه اهل فضل بكيوان نمىرسد
هامش
( 1 ) در قدسى « كامل عيار » نوشته شده است
( 2 ) كامكار هم گفتهاند .
( 3 ) نظام و آراستگى
( 4 ) اين بيت در قدسى و سودى نيست ولى در هاشم رضى هست
( 5 ) ريشه و پى چسبيده به استخوان
[ 1 ] پاورقى غزل 75 - گويند حافظ اين غزل را دربارهء خواجه قوام الدين محمد عيار از سرداران و وزير شاه شجاع كه به فرمانش در ( 764 ) كشته شد گفته است ولى جز تصور چيزى نيست .