حرف چ ( 1 غزل )
[ از من دلشده آن يار نمىپرسد هيچ ]
1 [ 1 ] شماره مسلسل 136
از من دلشده آن يار نمىپرسد هيچ * خبرى زين دل بيمار نمىپرسد هيچ
دى بسر منزل من آمد و احوال بديد * گفت چونست ترا يار نمىپرسد هيچ
او طبيب من و من خسته و بيمار غمش * چون طبيبست كه بيمار نمىپرسد هيچ
گفتمش بخت من و طالع شوريدهء من * خسته مىبيندم آن يار نمىپرسد هيچ
جانم از فرقت رويش بلب آمد صد بار * كه ازين دلشده يكبار نمىپرسد هيچ
دوش در خواب رخ چون مه او مىديدم * به من او گفت ترا يار نمىپرسد هيچ
آن طبيب ازلى گو نظرى كن كه مرا * حافظ دلشده را يار نمىپرسد هيچ
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 1 - يكتائى غزل فوق را اصيل و از حافظ دانسته ، در قدسى و سودى از اين غزل اثرى نيست ، خلخالى باحتمال قوى آن را از حافظ ندانسته و در ساير نسخ كمتر ديده شده است . پژمان آن را منسوب بحافظ مىداند .