تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
هم انسان را سقوط دهد و مىتواند شكنجه باشد ولى موجب كمال انسان گردد . ستمگران مردان و زنان مسلمان را از پرتگاه گودال آتش آورده و آنها را ميان ايمان و سوختن ، و يا كفر و نجات از آتش مخيّر كردند ، و اين خود شكنجه‌اى است ، ليكن آنها كه تسليم شدند يا پيش از ورود در آتش و يا هنگام سوختن از ايمان خود پشيمان شدند از انسانيّت ساقط مىشوند خواه از آتش نجات يابند يا بسوزند ، و آنها كه تسليم كفر نشدند شكنجه ديدند ولى به كمال رسيدند . اين فتنه را كفّار به وجود آوردند ، اگر از اين گناه بزرگ توبه كنند و برگردند و به حقيقت متوسّل شوند نجات مىيابند ، ولى اگر توبه نكنند علاوه بر عذاب جهنّم آخرت ، عذاب سوزان و داغى در دنيا و آخرت دارند . از تعبير به جملهء اسميّه
لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ
مى توان دوام اين آتش سوزان را استفاده نمود و بنابراين نمىتوان آن را برجهيدن شعله‌اى از آتش گودال به خود ستمگران كه آن جا نشسته‌اند تطبيق نمود ، گرچه برخى مفسّرين چنين گفته‌اند . لكن در تاريخ اين معنى ضبط نشده است تا آن جا كه به خاطر دارم فقط علّامهء حلّى ( ره ) در شرح تجريد در شرح حال ابراهيم مىگويد : اطرافيان نمرود گفتند ديدى كه آتش ابراهيم را نسوزاند ، و او گفت آتش از من كه ربّ شما هستم خجالت كشيد كه در حضور من او را بسوزاند و در اين هنگام شعله‌اى برخاست و بر ريش نمرود افتاد ، ليكن مدرك تاريخى علّامه ( ره ) هر چه باشد در تفاسير و تواريخ به طور مستند و معتبر نقل نشده و مرحوم علّامه هم فقط دربارهء نمرود گفته است و از طرفى اين بادوام جمله سازش ندارد .