علم و وجدان و هدفخواهى و عشق به خدا
ممكن است تصوّر كنيد براى پشتوانه و ضمانت اجرائى قانون الهى هيچ احتياجى به عقيدهء قيامت نداريم زيرا اگر سطح آگاهى مردم بالا باشد ، خود مىدانند كه قانون شكنى انضباط جامعه را برهم مىزند و زندگى خودشان هم در نتيجهء هرج و مرج جامعه از ميان مىرود ، زندگى سالم در اجتماع سالم است و اجتماع سالم حتما بايد انضباط قانونى داشته باشد .
و يا تصوّر كنيد وجدان عمل به قانون را تضمين مىكند ، وقتى انسان به ياد شرمسارى و ناراحتى پس از قانون شكنى مىافتد و روح ملامتگرش را در نظر مىآورد كه چگونه تازيانهء سرزنش به همهء اعماق وجوديش مىكوبد از هر عمل خلاف قانون منزجر مىشود و يا تصوّر كنيد وقتى جامعه رشد بيابد و هدفش خدمت به همنوع باشد بدون هيچ گونه پايگاه ترس و اميدى ( ثواب و عقاب ) خودش مراعات قانونى مىكند تا بتواند به جامعهاش خدمت نمايد . ولى اينها هيچ كدام نمىتوانند يك ضامن اجراء