تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
مىداذند و خدمت تمورتاش بعشق تمام البتّه مىخواست كه حضرت چلبى عابد « 2 » و جميع فرزندان خاندان نيز در سلك آن جماعت در آيند و در خدمت او در حالت سرّا و ضرّا سفرا كان أو حضرا ملازمت نمايند و از فراغت بال و استغراق حال اهل دل و عاشقان بىخبر بوذند

شعر ( هزج )

آرى صنما چو در دلت دردى نيست * دردِ دلِ ديگران « 6 » ببازى شمرى
و بذگويان حسودان « 7 » و حقودان عنود چنان مىنموذند كه ايشان سركشى مىكنند و با وى متّفق نيستند و او را نمىخواهند ؛ همانا كه حضرت چلبى عابد از دور تودّد نموذه در مجامع « 9 » ايشان تردّد كمتر كردى و او بالطبع مىرنجيذ و مىترنجيذ « 9 / 3 » همچنان روزى به خدمت ملك الامرا امير ارتنا بگ رحمه اللّه اشارت كرده صواب چنان ديذ كه چلبى را بطريق ايلجىگرى به طرف امراى اوج ارسال كنند تا در قونيه نباشذ و بجدّ تمام امراى اوج را دعوت كنذ و ترغيب دهذ بمتابعت وى ؛ چه اگر انقياد نمايند براى او كارى كرده باشذ و الّا او نيز در آن ولايت قرار گيرذ ؛ چندانك چلبى عابد « 15 » امتناع نموذ ممكن نشذ ؛ همانا كه اين بندهء خاكى را به خدمت ارتنا بگ فرستاذه طالب فراغت شذ و عذرهاى واضح گفت ، اصلا در محلّ قبول نيفتاذ و او بزرگ از سر اعتقاد و شفقت‌يارانه و عاقبت‌انديشى مصلحت چنان ديذ كه غيبت كنند تا وحشت و اهانت زيادتى واقع نشوذ و همچنان
هامش
( 9 / 3 )Z277 آ ب 254 آK415660 ،II , H؛ 446 ،II , T( 2 ) عابدBK: عابد راZ( 6 )bديكرانBK: دكرانZ( 7 ) حسودانZ: حسودBK( 9 ) مجامعBK: جامعZ( 15 ) چلبى عابدZK: -B
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 978 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي